|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز یک بار به بهانه سالروز شهادت دکتر بهشتی نوشتم که به منطق ، اندیشه ها و درایت شهید بهشتی بسیار محتاجیم ولی نامه دکتر علیرضا بهشتی فرزند آن شهید بزرگوار به پدرش را چند بار خواندم و اشک ریختم. درد دلهای علیرضا بهشتی با پدرش را با عنوان «بار دیگر بی تو » در زیر آورده ام : بار دیگر بی تو چرا هربار که هفتم تير ميرسد سفره دل گرفتهام را نزد تو ميگسترم؟ شايد چون سايه تو را همچنان بر سرم گسترده ميبينم. شايد هم که چون نمي گذارند صدايم شنيده شود، بدنبال چاهي ميگردم تا آهي برکشم. شايد هم که برباد رفتن ميراث توست که اينچنين آتشم ميزند و داغ ديرينه را تازه ميکند. پدر! ديدي که چه روزهايي را شاهد بوديم که امکان بازشناسي تاريخ صدر اسلام را برايمان ممکن ساخت؟ ديدي که سکوت که شکسته شد، چگونه دلها مملو از اميد شد؟ ديدي که عطر راستي و صداقت که فضا را پر کرد، پايه هاي کاخهاي دروغ و ريا به لرزه افتاد؟ ديدي خمودي و خموشي جاي خود را به سرزندگي و نشاط داد؟ ديدي که دلهايي که سالها با انگشتان کليشهسازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصله ها را شکستند و در کنار هم نشستند؟ ديدي که نسل سومي که با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دينمداري قهر کرده بود، در داوريهايش به تأملي دوباره نشست و مطالباتش را در ادبيات صدر انقلاب جستجو کرد؟ ديدي که زن و مرد و پير و جوان و روستايي و شهري، چشم اميدشان را به يار ديرينة تو دوختند و به رغم همة اما و اگرها و جوسازيها، رايت اعتمادشان را بدست او سپردند؟ |
||
|
|
|
|
![]() در مورد اخلاق و منش سياسي شهید بهشتي بسيار شنيده ايم ولي بي ترديد يکي از درخشان ترين آنها اعتقاد ايشان به برهان و منطق گفتگو و تحمل مخالف بود که نمونه بارز آن را در ايجاد فضاي مناظره هاي اوايل انقلاب که اجازه بيان نظرات و ديدگاههاي حتي مخالفيني چون مارکسيست ها و توده اي ها داده مي شد را شاهد بوده ايم. اين منطق و انديشه شهيد بهشتي بود که مي توان با خالف به گفتگو نشست ، نظرات آنها را شنيد ، تحمل کرد ، پاسخ شنيد و پاسخ گفت و با استدلال قانع کرد يا قانع شد و حق را پذيرفت. منطقي که امروز حتي در رويارويي گروههاي مخالف هم (ولي درون نظام) به فراموشي سپرده شده و فضايي ايجاد شده است که تک صدايي را تبليغ مي کند و صداي مخالف را معاند و بيگانه مي خواند. آري امروز بيش از هر زمان ديگر به اين منطق و انديشه هاي شهيد بهشتي که همان روز نيز مظلوم بود و مخالفان بسياری داشت ، محتاجيم. ياد شهيد دکتر بهشتي و شهداي هفتم تير ماه را گرامي ميداريم و به آنان درود مي فرستيم. |
||
|
|
|
|
![]() بيانيه شماره 3 مجمع روحانيون مبارز 1388/4/1 بسم الله الرحمن الرحيم اللهم انا نشکو اليک فقد نبيَنا و غيبته ولينا و کثره عدونا و شدة الفتن بنا بيش از ده روز است که از انتخابات رياست جمهوري ميگذرد، مردم نجيب ايران که با هزاران اميد و آرزو و شور و شوق به پاي صندوقهاي راي آمدند، اکنون بايد جنازه جوانان خود را از ميان خاک و خون بردارند و به سوگ آنان بنشينند، ميليونها انسان در سراسر کشور به نتايج اعلام شده اين انتخابات باور و اطمينان ندارند، بلکه آن را محصول يک طرح حساب شده ميدانند و بدان معترضنند، ميليونها انسان در سراسر کشور ميخواهند و حق دارند فرياد اعتراض خود را به صورت راهپيمايي و اجتماعات آرام به گوش طرفداران حق و عدالت برسانند. آيا پاسخ اين فريادهاي حقطلبانه سفير گلولههايي است که سينه فرزندانشان را بشکافد و پير و جوان و زن و مرد را به خاک و خون بکشد؟ وقتي از نظر ميليونها انسان فهيم و آگاه مجريان و ناظران انتخاباتي در مظان اتهام قرار دارند آيا منطقي است که آنان را براي احقاق حق خويش به محکمهاي حواله دهند که داورانش در معرض اتهامند؟ اگر حضور گسترده مردم در پاي صندوقهاي راي آگاهانه بوده و امضاء سند افتخار جمهوري اسلامي است، پس چرا حضور اعتراضي ميليونها نفر از همين مردم به توطئه و دسيسه بيگانگان نسبت داده شده ميشود مگر رژيمهاي گذشته در ايران و ساير کشورها از اين اباطيل چه طرفي بستند که امروز همان نسخه پوسيده را کپي کرده و به مردم اهانت ميکنند. ميليونها انسان شريف و آگاه بر اين باورند که با آراء آنان بازي شده و به فهم و شعورشان اهانت شده است و براي دفاع از حيثيت و کيان خود به صورت خودجوش به خيابانها ريختهاند تا دردها و تحقيرهاي فروخورده خود را فرياد کنند. چرا به مردم اهانت ميکنند و اين حرکت مردمي و در کمال وقار و آرامش را به بيگانگان نسبت ميدهند و هزاران نفر را در خيابانها و از خانههايشان ميربايند و با رفتاري بسيار زشت و ناپسند آنان را اعم از زن و مرد به نقاط نامعلوم ميبرند؟ حرکت ميليونها جوان در ايام انتخابات و در راهپماييها با فرياد الله اکبر و با شعار يا حسين چه کساني را آزرده و عصباني کرده است که بايد به خوابگاه دانشجويان شبانه حمله کنند و با ضرب و شتم بيحساب آنان را آواره کنند و خوابگاه آنان را به ويرانه تبديل کنند؟ تاسفبارتر از اين عمل آن است که اين حمله مغولآسا را به خود مردم نسبت دهند. فانالله و انا اليه راجعون. کدام عقل سليم باور ميکندکه حرکت اعتراضي ميليونها انسان آگاه از کارگران، کسبه، کشاورزان، روحانيون، دانشجويان و ساير اقشار نقشه و طراحي اين گروه يا آن گروه و با حمايت بيگانگان باشد؟ چرا شخصيتهاي محترم و خدمتگذار ملت طول سي سال گذشته را به بهانههاي واهي با بدترين رفتارها و دستگير ميکنند و به زندانها ميکشانند؟ کساني که دست به چنين اعمال ميزنند و سرمايههاي اجتماعي جامعه را اينگونه تاراج ميکنند، از خدا بترسند و از عاقبت خود بهراسند. جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي که در طول ساليان دفاع مقدس نخست وزير اين کشور بوده و همواره در برابر کارشکنان مورد حمايت بيدريغ حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه بوده است، پس از بيست سال رصد کردن اوضاع کشور امروز احساس خطر کرده است و براي نجات کشور از مديريت غلط چهار سال گذشته به ميدان آمده و در مدت کمتر از سه ماه ميليونها انسان شيفته امام خميني را با ياد و نام آن عزيز به صحنه آورده است و ميليونها جوان را که ميرفتند از هر نوع مشارکت و همراهي جمهوري اسلامي رو بگردانند، با نشان دادن راه و خط صحيح حضرت امام خميني به پاي صندقهاي راي آورده است، آيا چنين شخصيتي به جاي آنکه مورد تقدير و تجليل قرار گيرد، بايد توسط همانهايي که در آن زمان در برابر امام صفآرايي ميکردند و نيز خلاف آنان امروز مورد عتاب قرار گيرد و آنچه زيبنده خود آنان است به مهندس موسوي نسبت دهند؟ آيا آقاي مهندس موسوي مسبب اغتشاشهاي است يا آنان که با لشکرکشي در خيابانها شهر را به صورت يک پادگان نظامي درآوردهاند و مردم بويژه جوانان را تحريک ميکنند و احساساتشان را جريحهدار ميسازند؟ مردم ميگويند در انتخابات امانتداري نشده است و بايد انتخابات ابطال شود، آيا پاسخ چنين خواستهاي بر فرض که به اعتقاد مسئولان برنامهريز و مجريان انتخابات صحيح نباشد، انواع اهانتهايي است که از بلندگوهاي حکومتي نثار مردم ميشود و بايد پس از آن با چوب و چماق و تفنگ و گلوله به آنان حمله شود، عدهاي مجروح يا کشته و گروهي هم به بند کشيده شوند؟ آيا دستي در کار است تا با اين رفتارهاي غير انساني آبروي امام و جمهوري اسلامي را به تاراج دهد؟ ما قوياً از جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي حمايت ميکنيم و در برابر تهمتهاي ناجوانمردانه و از آن جمله تهمت تسبيب اغتشاشها به ايشان از وي دفاع ميکنيم و عامل همه اغتشاشها و زخمي شدنها و ديگر خساراتي را که به مردم وارد شده است، کساني ميدانيم که بيجهت شهر را به صورت پادگان نظامي درآوردهاند و آنها بايد شناسايي و محاکمه شوند. ما مصرانه خواستار آزادي تمامي دستگيرشدگان از شخصيتهاي سياسي روحاني و غير روحاني هستيم و هرگونه محاکمه غيرقانوني و بازجوييهاي تحت فشار و رعب را محکوم ميکنيم. آيا عدل و انصاف است که صدا و سيماي حکومتي به ميليونها انسان و نخبگان آنان هر گونه اهانتي را روا دارند و هيچ فرصتي براي اين بيگناهان ايجاد نشود تا از خود دفاع کنند و حقايق را با مردم در ميان بگذارند. وقتي وسائل ارتباطي از پيامکها و سايتها و اينترنت همه را از کار بيندازند و در تلفنهاي همراه اخلال ايجاد کنند و تنها وسيله اطلاعرساني يعني صدا و سيما را از شا?ن يک رسانه ملي به رسانه دولتي تبديل کنند و يکجانبه به بدترين شيوه حقايق را وارونه جلوه دهند. آيا ميدانيد با بياعتبار شدن اين رسانه فراگير مردم به پاي رسانههاي بينالمللي کشانده ميشوند و با شنيدن و ديدن حقايق جاري در ميان جامعه به دروغپردازيهاي راديو و تلويزيون نفرين ميکنند؟ شرط انصاف آن است که حداقل يکي از شبکههاي سراسري سيما براي پاسخگويي به اين همه دروغپردازي و وارونه جلوه دادن حقايق و متهم کردن گروهها و اشخاص، در اختيار کانديداهاي محترم و طرفداران آنان و مردم مظلوم قرار ميگرفت. بر حسب اطلاع بسياري از عالمان برجسته حوزه علميه مبارکه قم و ساير کشور شديداً تحت فشار قرار گرفتهاند تا در مقابل ميليونها انسان موضع بگيرند. ما از مقاومت آنان در برابر اين زيادهخواهيها صميمانه و متواضعانه تشکر ميکنيم و اميدواريم مراجع بزرگ تقليد و عالمان برجسته مانند هميشه ملجاء مردم مظلوم باشند و در برابر حقکشيها بايستند و تسليم نشوند و اطمينان داريم که نخواهند شد و تاريخ پرافتخار مراجع تشيع اين حقيقت را نشان ميدهد. مجمع روحانيون مبارز اصرار دارد که اجازه دهند مردم در سراسر کشور يک روز را براي شهيدان خود به سوگ بنشينند و مردم در کمال امنيت در مراسم عزاداري خانوادههاي آنان شرکت کنند. ما براي بازگرداندن اطمينان و اعتماد مردم خواهان آن هستيم که هياتي متشکل از افراد بيطرف و کاردان و آشنا به قوانين به شکايات نامزدهاي معترض رسيدگي کنند و با رعايت حق و عدل به داوري بنشينند و با تصميمي خداپسندانه آرامش را به کشور برگردانند. درود و رحمت خداوند بر ملت سرافراز ايران بويژه مردم بيدار و شجاع تهران، درود برجوانان غيور بويژه دانشجويان پرشور، رحمت و غفران الهي بر شهيدان به خون خفته آنان، سلام بر زندانيان عزير و به خانوداههاي محترم آنان. مجمع روحانيون مبارز خود را در عزاي شهيدان و همدردي با خانوادههاي آنان شريک ميداند و براي آنان صبر و پاداش از خداوند بزرگ مسئلت ميدارد. مجمع روحانيون مبارز 1/4/1388 |
||
|
|
|
|
|
به گزارش سایت کلمه ، بیانیه شماره 6 مهندس میرحسین موسوی در رابطه با وقایع روز شنبه به شرح زیر منتشر شد : بسم الله الرحمن الرحيم انا لله و انا اليه راجعون خبر دلخراش شهادت گروهي ديگر از معترضان به وقوع تقلب گسترده در انتخابات اخير، جامعه ما را در بهت و سوگ فروبرده است. تيراندازي به مردم ، پادگاني شدن فضاي شهر، ارعاب، تحريك و قدرت نمايي همگي فرزندان نامشروع قانون گريزي شديدي است كه در معرض آن قرار داريم و عجبا كه بانيان چنين شرايطي ديگران را به اين خطا متهم مي كنند. به كساني كه مردم را به خاطراظهار نظر قانون شكن ناميده اند خبر مي دهم كه بي قانوني بزرگ عدم اعتنا و نقض صريح اصل 27 قانون اساسي از سوي دولت در عدم صدور مجوز براي اجتماعات مسالمت آميز است. آيا مردمي انقلابي كه با مشابه همين اجتماعات ما و شما را از فراموشخانه هاي تاريخ ستم شاهي بيرون آوردند باید مورد ضرب وجرح قرار گيرند و تهديد به زورآزمايي شوند؟ اينجانب به عنوان يك هم سوگ همچنان مردم عزيز را به خويشتنداري دعوت مي كنم. كشور متعلق به شماست. انقلاب و نظام ميراث شماست. اعتراض به دروغ و تقلب حق شماست. به احقاق حقوق خود اميدوار باشيد و اجازه ندهيد كساني كه براي نااميدي و ارعاب شما مي كوشند خشمتان را برانگيزند. در اعتراضات خود همچنان به پرهيز از خشونت پايبند بمانيد و چون پدران و مادراني دل شكسته با رفتارهاي نامتعارف فرزندانتان در قواي امنيتي برخورد كنيد. در عين حال از نيروهاي نظامي و انتظامي انتظار دارم نگذارند خاطرات اين ايام لطمه هاي جبران ناپذير به روابط آنها و مردم بزند. اين كه نام و نشان شهيدان، مجروحان و بازداشت شدگان به خانواده آنها اطلاع داده نشود و آنان در سرگرداني قرار گيرند هيچ سودي در برقراري آرامش ندارد و تنها احساسات را جريحه دار مي كند. همچنين است دستگيري هاي فله اي كه تنها موجب هتك پرهيزها و برداشته شدن رعايت ها ميان فرزندان نظامي و انتظامي ملت و بدنه جامعه مي شود. از خداوند متعال براي اين شهيدان عزيز رحمت و علو درجات مسئلت مي كنم و براي خانواده هاي داغديده شان صبر و اجر آرزو دارم. ميرحسين موسوي 31 خرداد 1388 |
||