|
|
|
|
![]() تفاوت سازمانها و شرکتها در کشورهاي پيشرفته که هر روز سهم بيشتري از بازار بين المللي را از آن خود مي کنند با سازمانها و شرکتهاي کشور ما که بجاي توسعه توانمنديهاي خود ، در حال عقب نشینی از بازارهاي بين المللي هستند در چيست؟ تفاوت مردمان کشورهاي پيشرفته و صنعتي با مردمان کشورهاي توسعه نيافته اي چون ما در چيست؟ اينها پرسشهاي کليدي هستند که هر کدام از ما از دريچه ذهن و نگاه خود به آن نگريسته ايم و جوابهاي گوناگوني هم در ذهن خود براي آنها يافته ايم . بر اساس یک نگاه کلی توسعه هرملتی وابسته به میزان کار وتلاش و کوششی است که همه اقشار آن کشور می کنند و بدیهی است کشورهایی که مردمی سخت کوش و فعال و تلاشگر دارند ، از پیشرفت بیشتری برخودار خواهند بود. ولي وجه تمايز بسیار مهم در بین مردم ، شرکتها و سازمانهاي ما با کشورهاي توسعه يافته در چگونگي استفاده هرچه بهتر و بيشتر از امکانات در دسترس است و اين مفهومي است که امروزه از آن بعنوان بهره وري نام مي برند. و از بهره وری بعنوان معیاری برای ارزیابی نتیجه و عملکرد این فعالیت ها وتلاش ها در بخش های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی استفاده می شود. البته باید این نکته را در نظر داشت که معنا و مفهوم بهره وری در ارتباط با کارکردن ، بیشتر کار کردن نیست. بهره وری را می توان هوشیارانه وآگاهانه تر کار کردن بیان کرد نه سختتر کارکردن. به همین علت است که 18کشور توسعه يافته دنيا که فقط 17 درصد از ثروت آنها به منابع طبيعي اختصاص دارد، 79/5 درصد از کل ثروت جهان را در اختيار دارند و کشوري مثل ژاپن که تنها دو درصد از ثروت آن به منابع طبيعي اختصاص دارد 80 درصد از ثروتش به منابع انساني تعلق دارد. گذشته از تاريخچه و عوامل مؤثر در بهره وری و تعاريف مختلف بهره وري که ساده ترين آنها نسبت برون داده به درون داده و يا درجه استفاده مناسب و موثر از هر يك از عوامل توليد است ، مفهوم بهره وري را بايستي فراتر از تعاريف اقتصادي وبه عنوان مقوله اي فرهنگي بررسي نمود که دراين منظر بهره وري رويكردي متفاوت به زندگي و همه شئونات اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي است. چند هفته قبل در يک دوره آموزشي تحت همين عنوان بهره وري شرکت کردم که خود انگيزه پرداختن به اين موضوع شد و در کنار مطالب پربار و مهمي که در اين دوره آموختم ، ابتکار استاد اين دوره جناب آقای کمالي راد در تعريف بهره وري در قالب شعر هم جالب بود که در ذيل آنرا مي آورم و در پستهای بعدی در حد وسع به سایر مباحث مرتبط خواهم پرداخت . خواهي که بداني هدف از بهره وري چيست اين هفت شعار است ترا يار و مددکار بهره بهتر ز تلاش و هنر و کار با خرج کم و وقت کم و کوشش بسيار هرچه تواني تو بکن مصرف کمتر تا زان بشود مکنت بسيار پديدار رشد و توانايي فرهنگي و مالي تا فکر تو افزون شود و سود تو سرشار همقدمي با همه در عرصه توليد تا پر شود از زحمت تو عرضه بازار وقت شناسي به سر کار و به هر جاي تا آنکه بموقع شوي از کار سبکبار رهبري کار به کوتاه ترين راه تا کار تو آسان شود و راه تو هموار ياري ياران پي توليد فزون تر تا بهره وري بهر تو بسيار دهد بار |
||
|
|
|
|
![]() گاهي همزماني برخي اتفاقات و اخبار ، جالب و تأمل برانگيز است . اخبار شبکه هاي تلويزيون ديشب دو خبر را منتشر کردند که از اين دست اتفاقات بود . رئيس جمهور سابق کشورمان ميزبان کنفرانس بين المللي دين در دنياي معاصر و شخصيتهاي برجسته دنيا نظير رومانو پرودي، نخست وزير سابق ايتاليا و رئيس سابق کميسيون اروپا، لينول ژوسپن، نخست وزير سابق فرانسه، بوندويک، نخست وزير سابق نروژ، کوفي عنان، دبير کل سابق سازمان ملل متحد، صادق المهدي، نخست وزير سابق سودان، جوزف دايس، رئيس جمهوري سابق سوئيس، جورج سامپايو، رئيس جمهوري سابق پرتغال و نماينده عالي دبير کل سازمان ملل متحد در ائتلاف تمدنها، خانم مري رابينسون رئيس جمهوري سابق ايرلند و کميسر سابق حقوق بشر سازمان ملل متحد و چاندريکا کومارا تونگا، رئيس جمهوري سابق سريلانکا بود و اخبار اين کنفرانس و سخنراني آقاي خاتمي در افتتاحيه آن ، بازتاب بين المللي وسيعي داشت . اما بشنويد از خبر دوم که رئيس جمهور کنوني کشورمان در گوشه اي ديگر يک کارخانه توليد نان صنعتي ( نانوايي ) را افتتاح کرد . برخي ممکن است اين خبر را از اين جهت که رئيس جمهور به فکر نان مردم است خبر مهمي قلمداد کنند ولي توضيحات تخصصي ايشان در مورد نحوه پخت نان هم مانند اظهار نظر در مورد اندازه دروازه فوتبال و توپ گرد شنيدني بود و البته با توجه به اقدام عملي و پرداختن دولت به امر مهم توزيع نخود و لوبيا و عدس در بين کارمندان جاي تعجب نداشت. نميدانم چرا بي اختيار فرمايش امام خميني (ره) در مورد کساني که « عرضه اداره کردن يک نانوايي را ندارند » در ذهنم تداعي شد ولي از همه اينها که بگذريم ، اختلاف وسیع سطوح مديريتي و اعتبار بين المللي و تفاوت دیدگاهها را نمي توان کتمان کرد. |
||
|
|
|
|
![]() دموکراسي با همه ي چالشهايي که در مفهوم دارد و با همه اختلاف عميقي که در انواع متداول آن از قبل از ميلاد در يونان باستان تا به امروز داشته است ، بازهم بعنوان يک آرمان والاي انسانهاي امروزي و بعنوان شکل برتر تعيين سرنوشت مردم و شيوه بهتر تعيين حکومت شناخته شده است . واز همين روست که علي رغم همه مقاومت هايي که نظامهاي حکومتي غير دموکراتيک در برابر آن داشته اند ، امروزه شاهد گرايشهاي روزافزون به سمت اين تجربه بشري بوده و حرکتهاي جدي به سوي تغييرات دموکراتيک را مشاهده مي کنيم. شايد نقطه آغاز همه دموکراسي ها ، رسيدن به يک درک واقعي از حقوق طبيعي و بديهي افراد از قبيل آزادي تفکر ، آزادي بيان و حق انتخاب باشد و همه دموکراسي ها بر مبناي همين حقوق داراي ساز و کارها و الزامات اجتناب ناپذيري هستند ، اما يقيناً همه بنيانهاي دموکراسي بر حقوق طبيعي و بديهي افراد بنا نشده است و تلاش و کوشش مردم و قابليتهاي اجتماعي و اقتصادي آنان ني پايه هاي استوار اين بنا هستند و از همين روست که مسئوليت در قبال دموکراسي را ، مشترک بين مردم و حاکميت ميدانم و در تلاشم که حوزه هر کدام را در حد وسع مشخص کنم. بخصوص در جوامع کمتر توسعه يافته و جوامعي که مردم با حاکميت هاي غير دموکراتيک خو گرفته اند ، بخش عمده اي از اين مسئوليت برقراري دموکراسي ، بر دوش حاکمان است و بستگي تام دارد به اينکه دموکراسي تا چه حد با هنجارهاي ذهني حاکمان همخواني داشته و در انديشه هاي آنان مقبوليت يافته است . واگر از دموکراسي سخن به ميان مي آورند ، اساساً مراد و منظورشان از اين عبارت چيست؟ در ساختارهاي غير دموکراتيک که دموکراسي را با فرضيات ذهني خود منطبق کرده اند ، دموکراسي تنها به جهت آراستن و پيرايه بستن بر انواع حاکميت ظالمانه است . اما در جوامعي که حاکمان از نظر مفهومي دموکراسي را با حق حاکميت مردم بر سرنوشت خويش درک کرده اند و ساختارهاي دموکراتيک را طراح کرده اند ، دموکراسي تضمين کننده حقوق فردي و تساوي در برابر قانون است. در کشور ما نيز علي رغم تجربه سي ساله پس از انقلاب و برگزاري انتخاباتهاي متعدد ، کماکان چالشهاي فراواني در بحث مفهومي دموکراسي با عناوين مردم سالاري ديني و تطبيق اين دو مقوله مردم سالاري و ديني داريم و بعضاً تا مرز متضاد و ناهمگون خواندن مردم سالاري با دين هم پيش رفته ايم به عبارت ديگر اين چالش در نزد برخي از حلقه هاي فکري حاکميت ، تا کنون لاينحل مانده است . در اين بحث با برخي از دوستان که بواسطه نبود احزاب و نهادهاي مددني را از اين مسئوليت بيشتر ميدانند موافقم و بايد پذيرفت که اگر امروز هند بعنوان بزرگترين دموکراسي دنيا شناخته مي شود و با وجود اختلافات و تفاوتهاي فکري و قومي و قبيله اي همچنان به دموکراسي پايبند است ، اين پايداري و دموکراسي را مديون مهاتما گاندي پدر هندوستان است که دموکراسي را به مردم هند قبولاند و جواهر لعل نهرو اولين نخست وزير هند که طولاني ترين دوره نخست وزيري در هند نيز از آن اوست در تمام طول زندگي سياسي خود ، اصول دموکراسي را به مردم کشور ياد داده ، ديکتاتورها را تحقير کرده و عملکرد مجلس را محترم مي شمرد و طرفدار قانون اساسي بود و بعنوان يک نخست وزير دموکراسي نوپاي هند را بخوبي تربيت کرد و هرگز فراموش نکرد که قدرت را از مردم گرفته است. مردم اگر امکان و فرصت کافي براي مشارکت مؤثر در فرايندهاي سياسي و انتخابات را داشته باشند ، متناسب با افکار و انديشه هاي خود ، گزينه براي انتخاب خواهند داشت و در بين افکاري که برايشان نامأنوس است و ناشناخته ، دچار سردرگمي و ترديد در مشارکت نخواهند شد و در اين فضاست که براي نشان دادن هويت خود ، ارزش رآي خود را درک خواهند کرد و بهترين تصميم را خواهند گرفت. اگر شهروندان مطمئن باشند که رآي آنان پاس داشته خواهد شد و در روي کار آمدن يا کنار رفتن دولتها و تصميمگيري هاي کلان کشور تأثير گذار است ، اينگونه رأي خود را به ثمن بخس و براي منافع کم ارزش و زودگذر نخواهد فروخت و اين امکان وجود نخواهد داشت که به آنان تکليف شود که به چه کسي رأي دهند. از طرف ديگر نکته اي که مستقيماً به مردم مربوط مي شود ، اينست که مردم نيز باید به يک درک آگانه و قدرت تأمل در امور مختلف رسيده باشند تا به راحتي دريابند که چه گزينشهايي مصالح آنان را تأمين مي کند . افزايش سطح آگاهي هاي مردم و بهره مندي عموم مردم از امکانات و مؤلفه هاي رفاه اجتماعي و اقتصادي ، زمينه ساز مشارکت فعالانه و مؤثر آنان در فرايندهاي سياسي و اجتماعي خواهد بود و تنها در جامعه اي که مشارکت فعال و هدفمند مردم در سطح بالايي نهادينه شود ٍ جامعه مدني و توسعه سياسي تحقق خواهد يافت و در جامعه مدني است که نهادهاي مدني و احزاب شکل مي گيرند و با برنامه ريزي و ارائه گزينه هاي مختلف ، قدرت تجزيه و تحليل را بر اساس تجربيات و آزمون و خطاها فراهم خواهد نمود و نهايتاً بهره مندي مردم از سطح بالاي دانش و تغيير در رفتارهاي مشارکتي آنان است که مردم را از تسليم در برابر عوامفريبان باز مي دارد. بديهي است ماداميکه از سوي حاکميت و فرهيختگان جامعه چالشهاي مفهومي دموکراسي تبين نشود و الزامات دموکراسي پذيرفته و برآورده نشود و در راستاي آگاه سازي مردم گام برداشته نشود دموکراسي محقق نخواهد شد و دم زدن از دموکراسي و تبليغ و تکليف نمودن صرفاً مشارکت مردم در انتخابات ، بدون توجه به نوع و کيفيت رأي مردم ، تنها مصرف خارجي داشته و هيچ دردي از مردم را درمان نخواهد کرد و ماداميکه شرکت در انتخابات صرفاً يک فريضه و بعنوان مشت محکمي بر دهان ياوه گويان باشد ، امکان دستيابي به يک نتيجه مطلوب و گزينش معقول ميسر نخواهد شد. ![]() لطفاً نظر ارزشمند خود را دریغ نفرمایید
|
||