|
|
|
|
|
حماسه عظیم عاشورا در طول چهارده قرن همواره در عمق باورهای پاک مسلمانان و بخصوص شیعیان جریان داشته است و بسان شورشی عظیم در خلق عالم ، همواره الهام بخش و تجلی گر صفات الهی و آرمانهای بلندی چون ظلم ستیزی ،استقامت و پایمردی در برابر زیاده خواهان ، اخلاص ، ایثار و از خود گذشتگی برای احیای دین اسلام ، شجاعت و صبوری بوده است و در طول تاریخ همه مصلحان و عدالت خواهان به آن تأسی جسته اند و اساس و بنیان حرکتهای بزرگی بوده است و حقیقتاً این عاشوراست که اسلام را زنده نگه داشته است . هر ساله محرم با شور و غوغایی عجیب ، فضای جامعه را رنگ دیگری می بخشد و یادآوری آن واقعه بزرگ زمینه را برای فرهنگ سازی و الگو گیری از این اسوه های بی نظیر فراهم می سازد ، اما سئوال اینجاست که برنامه ریزان فرهنگی کشور و مسئولین مذهبی و بویژه حوزه ها ، تا چه اندازه از ظرفیتهای این حماسه عظیم استفاده می کنند و مردمی را که همواره تشنه درسهای ظلم ستیزی ، آزادی و آزادگی ، استقامت و جوانمردی ، ایثار و از خودگذشتگی امام حسین (ع) و یارانش هستند سیراب می کنند ؟ متأسفانه باید گفت که غالباً بجای پرداختن به علل و انگیزه های این قیام و مشی و نتایج این حماسه عظیم و ذکر مسایل ، به ذکر مصائب امام حسین (ع) اکتفا می شود و بجای ارتقاء آگاهی و معرفت نسبت به مفاهیم بلند عاشورایی و افکار امام حسین (ع) ، از صفات جسمانی و رزم آوری امام حسین و یارانش صحبت می شود و بر میزان اجر و ثواب گریه بر حسین (ع) تکیه می شود . آری پیام عاشورا بسیار فراتر از گریه بر زخمها و تشنگی حسین (ع) است و اگر گریه می کنیم باید بر ناتوانی خودمان از درک این واقعه عظیم و بر ظلم هایی که بر عاشورا رفته است و بر تنهایی و غربت حسین (ع) و راه حسین (ع) گریه کنیم و از خدا بخواهیم که ما را از بدعتها و سنتهای سطحی و ظاهری دور کند و راه شناخت امام حسین (ع) و فلسفه حرکت عاشورا ، آزاد زیستن و آزادگی را به ما بیاموزد . |
||
|
|
|
|
![]() با این هم کاری ندارند که فلسطینیها برای چه می جنگند و از کدام حیثیت می خواهند دفاع کنند و برای چه باید این هزینه ها را بپردازند و بر فرض که تنها راه نجات (خودمختاری) سرزمین فلسطین مقاومت باشد و تمام تلاشهایی که تاکنون برای صلح صورت گرفته خائنانه بوده است ، اما آیا کودکانی که دیروز جان باختند و بچه هایی که دیشب را در وحشت سپری کردند و زنان و کودکان گرسنه و بیمار غزه نیز چنین اعتقادی دارند؟ آنچه مسلم است اقدامات ظالمانه و وحشیانه اسرائیلیها از یک سو و چشمهایی که به عمد بسته شده اند و مردم فریبانه شعار می دهند حکایت از این دارد که نفع برخی دولتها و کشورها در این است که این منطقه همواره ناآرام باشد و کودکان غزه سپر بلای بازی شرم آور این سیاستمداران باشند. دوست خوبم احمد طالبی نیز مطلب جالبی در این رابطه نوشته اند که شما را به مطالعه آن دعوت می کنم. پی نوشت: این غزه همان یوسف کنعانی ماست که با دست برادران به چاه افتادست |
||
|
|
|
|
|
در ایام تعطیلات هفته گذشته ، میهمان دوستان عزیز مرودشتی مان بودیم و به اتفاق به تماشای تخت جمشید رفتیم . وقتی پا بر ویرانه های تخت جمشید می گذاریم و شکوه و عظمت حیرت انگیز این بنای کهن پارسی را به نظاره می نشینیم ، اولین سئوالی که به ذهن خطور می کند این است که این بنای کم نظیر در دوران حیات خود به چه شکلی بوده است و هزار افسوس می خوریم که چرا امروز به این شکل افتاده است . با کمی دقت می توان دریافت که در طی همین مدت کوتاه دهه های اخیر چه بر این بنای باستانی گذشته است . ستونهایی که واژگون گشته اند و سرستونهایی که جابجا شده اند و تخریب های آشکار مجسمه های ورودی دروازه ملل و ستونهای افراشته ای که در هر بازدید از تعداد آنها کاسته می شود همه و همه حکایت از جفایی است که بر این میراث کهن رفته است . از اولین باری که با یک اردوی دانش آموزی از این آثار تاریخی بازدید کردم ، دیرزمانی نگذشته است ولی هر بار که به تماشای این شهر تاریخی می روم نکاتی در اوج حیرت از شکوه و عظمت این میراث کهن ، دریغ و افسوس خود را نمی توانم پنهان کنم. از تعداد قلیل گردشگران و توریست ها و نبود خدمات رفاهی و افزایش چند برابری تعرفه های خدمات ناچیز ، بخاطر اضافه شدن پسوند «توریستی» به این تعرفه ها که بگذریم نکته جدیدی که فکرم را در این چند روز بخود مشغول کرده سپردن این میراث کهن به بخش خصوصی است . یکی از متصدیان می گفت که این مکان به بخش خصوصی واگذار شده و سالانه 15 میلیارد تومان به دولت پرداخت می کنند. اینکه از واگذاری میراث کهن و آثار تاریخی یک ملت به بخش خصوصی قانونی است یا نه را نمیدانم ولی امیدوارم که دولت به قصد انتفاع مالی و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت حفاظت و حراست و مرمت این آثار تاریخی که هر روزه خبر تاراج بخشی از آن را می شنویم ، این کار را نکرده باشد. با این وجود تخت جمشید که ایرانیان « پارسه » و یونانیان « پرسپولیس » می خوانندش و در حدود 2500 سال پیش توسط کورش کبیر بنیان نهاده شد و در آن زمان نماد یکپارچگی شاهنشاهی نوپای هخامنشی بود ، امروز همچنان نماد فرهنگ و تمدن ایرانی است و در نهایت صلابت و سکوت ، فریاد بلند انساندوستی ، صلح ، دانش ، هنر و زیبایی است . ![]() ![]() ![]() |
||