|
|
|
|
|
وقتي احمدي نژاد معرفي وزراي کابينه اش را با اشاره به نذر بيست و چند ميليوني صلوات (یادآوری تعداد آراي نوشته شده براي ايشان) برای پیروزی در انتخابات آغاز کرد مي شد حدس زد که از يک سو مي خواهد بر پيروزي اش در انتخابات را به رخ بکشد و از سوي ديگر ادبيات مخصوص خودش و عوامگرايي را براي معرفي کابينه برگزيده است. اما هيچگاه انتظار اين را نداشتيم که منطق و معيار هاي گزينش وزرا از سوي رئيس دولت تا به اين حد سطحي و غيرقابل باور باشد. وي که در ابتدا از صلاحيتهاي عمومي ، تخصص وکارآمدي و همگرايي بعنوان معيارهاي سه گانه خود براي انتخاب وزرا نام برد در ادامه معرفي وزرا به مواردي اشاره کرد که کمترين نسبتي با اين معيارها داشت . من با توجه به تخصص و رشته خودم فقط به استدلال و منطق ايشان در انتخاب وزير بهداشت درمان و آموزش پزشکي مي پردازم ، بقيه را نيز مي توان به همين سياق ارزيابي کرد. * احمدی نژاد : باقریلنکرانی مثل هلو است، آدم میخواهد ایشان را بخورد. |
||
|
|
|
|
|
اعتراف به تضعیف جایگاه ایران در منطقه هم موجب نشد تا مسئولین کشور و رسانه قدرتمند دولت بدنبال عوامل اصلی آن و ارائه راهکار و چاره بروند و واقع بینانه موضوع را بررسی کنند و باز هم بعنوان یک رسانه گروهی و دولتی سعی کرد علت تضعیف جایگاه کشور را بصورت گزینشی و سانسور شده به مردم و اعتراضات آنها به نتیجه انتخابات یا به قول خودشان اغتشاشات اخیر ربط دهند. و نخواستند چشمهای خود را به روی واقعیات بگشایند که عامل تضعیف جایگاه کشورمان ، از دست دادن سرمایه بزرگ اجتماعی ، اعتماد ملی و پشتوانه مردمی است . با نمایش گزینشی حرفهای مردم نخواستند بدانند که علت تضعیف جایگاه کشور ، تضعیف و یا ویرانی جایگاه رأی مردم در تعیین سرنوشت خویش است ، علت تضعیف جایگاه کشور نادیده گرفتن خیل عظیم مردم و خس وخاشاک پنداشتن آنهاست ، علت تضعیف جایگاه کشور ، دروغهای بزرگی است که به مردم گفته شد ، ظلم ها و ستم هایی است که دراعتراض مردم به نتیجه انتخابات بر آنها روا داشته شد. علت تضعیف جایگاه کشور سرکوب و زندانی کردن مردم و انسانهای بزرگی است که نمی خواستند آدمهایی کوچک بر آنان حکم برانند ، علت تضعیف جایگاه کشور خونهایی است که به ناحق برزمین ریخت . علت تضعیف جایگاه کشور ، کهریزک است و دندانهایی که با زور سرنیزه شکسته شد و صداهایی که ناجوانمردانه در گلو خفه شد و البته دهانهایی است که یا به نیرنگ بسته ماند یا مزورانه ستم ها را توجیه کرند. علت تضعیف جایگاه کشور این است که مسئولین ما دیگر نمی توانند از آزادی بیان و مردمسالاری در کشور دم بزنند و در مجامع بین المللی مردم ایران را آزادترین مردم دنیا بخوانند .علت تضعیف جایگاه کشور در بند بودن فرزندان صادق انقلاب و انزوای رهروان راستین امام(ره) است. علت تضعیف جایگاه کشور ما این است که دیگر نه حاکمیت به مردم اعتنا می کند و نه مردم به حاکمیت اعتماد. مردم کشور ما بحرانهای بسیار دیده اند و اگر چه امروز مدیریت بحران به دست بحران آفرینان افتاده است ولی مردم خود از پس این بحرانها برخواهند آمد و آن را مدیریت خواهند کرد . صدا و سمیای ما بهتر است همان اخبار جشن پیروزی حزب الله لبنان را به نمایش بگذارد ، سید حسن نصرالله اگر چه زمانی در ایران طلبه بوده و شاگردی می کرده است ولی نزد ملت لبنان انسانی بزرگ است و با پیروزی شگفت انگیز در برابر اسرائیل و آزادی اسرای لبنانی و بازگرداندن جنازه های شهدا محبوب شده است . به یاد دارم که در همان ایام وقتی برخی از کشورهای اروپایی ، سید حسن نصرالله را تحت تأثیر مسئولین و مقامات ایرانی می دانستند ، ابطحی در وبلاگ خود نوشت : گفته های غربی ها حرف بیخودی است ، با این توفیقاتی که او بدست آورده است کاش مشاور دیپلماسی کشورمان می شد . و امروز من به آزادی زندانیان و تحویل جنازه شهدای نهضت سبز می اندیشم. ![]() |
||
|
|
|
|
|
دکتر جواد لاریجانی(تئوریسین اصولگرایان) : همینکه موسوی می گفت می خواهد با جنبش سبز ریشههای دروغ، بدی و کژی و اینها را در ایران اصلاح کند یعنی انقلاب مخملی.(*) دکتر زیبا کلام (استاد دانشگاه): اتهام انقلاب مخملی یعنی اذعان به نارضایتی عمومی(*) یک فرمانده : سپاه انقلاب مخملی را در نطفه خفه خواهد کرد.(*) احمد خاتمی(امام جمعه تهران): در کودتای مخملی گرجستان هم "مرگ بردیکتاتور" میگفتند.(*) افروغ ( نماینده اصولگرای مجلس هفتم) : کسانی که اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات را به انقلاب مخملی تشبیه کرده اند باید از دو سوی مردم و حاکمیت محاکمه شوند.(*) یک منبع آگاه : سر دسته برنامه ریزان انقلاب مخملی دستگیر شد.(*) |
||
|
|
|
|
|
یادداشتی از علیرضا بهشتی در اوج تلخکامي هاي ناشي از حوادث اخير، خطايي که مي تواند از همة خطاهاي گذشته مان بزرگ تر باشد، درافتادن به دام نوميدي و دست شستن از پايداري در راه سبزي است که در پرتو الطاف قدسي برويمان گشوده شده است. در کتاب المراقبات عالم عامل و عارف کامل، مرحوم آيت الله حاج ميرزا جواد ملکي تبريزي در روايتي به نقل از کميل ابن زياد آمده است که امام علي (ع) در پاسخ پرسش عده اي از يارانش از معني آية شريفة «فيها يفرق کل امر حکيم» فرمود که منظور، شب نيمة شعبان است که در آن هر چيزي با حکمت مشخص و معين مي شود. و آنچه در هر شب قدر بدان توصيه شده است، انديشه در راهي است که آدمي پيموده و ارزيابي آنچه کرده، تا از خطاهايش درس گيرد و آينده را آنگونه راه پيمايد که شايستة مقام مکرم انساني او باشد. و من ديشب در سيري به سال ها پيش، به ياد نيمة شعبان سال 1357 افتادم. روزهاي پر التهاب و فراز و نشيب انقلاب بود و زمان بزرگداشت ياد شهدايي که هر يک در چهلمين روز بزرگداشت شهداي قبل از خود، به دست سفاکان ظالم به خاک و خون کشيده شده بودند. در نيمة شعبان آن سال، از سوي رهبر نهضت اسلامي ايران اعلام شد که به رغم بزرگي آن روز و شادماني ناشي از يادبود ولادت منجي عالم بشريت، همگان در ماتم شهداي گرانقدر سوگوار خواهند بود. يادم مي آيد يکي از جوانان خوش ذوق و انقلابي آن روزها که امروزه نيز صداي خوشش زينت بخش مجالس مذهبي خاص است، اشعاري خواند که مطلعش اين بود: کي عيد بود که دل سيه مي پوشد خون شهداي راه حق مي جوشد و باز به ياد مي آورم در مخالفت با اين تصميم امام خميني که به دل هر ايراني آزاده اي نيز نشسته بود، عده اي از متحجرين و متعصبين که ولايت و دوستي اهل بيت و انتظار فرج صاحب عصر را در گليم خود از آب بيرون کشيدن، پرهيز از ورود به عرصة مبارزه، اعتراض سکوت آميز نسبت به خودکامگان، برپايي مجالس مذهبي و مراقبت از ايمان خود و فرزندانشان ترجمه مي کردند، لجوجانه نيمة شعبان را جشن گرفتند و صف خود را از امواج خروشان مردم انقلابي جدا کردند. روزها از پي هم آمدند، طومار ظالمان با ايستادگي مردم و رهبران نهضت در هم پيچيده شد و رنج ستم هزاران ساله در پرتو وعدة برپايي جامعه اي که در آن تحقق عدالت، آزادي، استقلال و پيشرفت پي گرفته شود، بفراموشي سپرده شد: انتظار موعود بشريت معنايي ديگر يافت و خمودي و گوشه گيري زاهدانه، جاي خود را به عرفان در ميدان کوشش و تلاش هدفمندانه داد. |
||
|
|
|
|
|
آیتالله دکتر سیدمصطفی محقق داماد ، مجتهد، که حقوقدان و استاد حوزه و استاد دانشکدهٔ |
||
|
|
|
|
|
مطلب زیر را در جایی خواندم بنظرم جالب بود ، بد نیست شما هم بخونید. -- کاملا خودمحور هستند. شما تا به حال کس ديگري را جز اين دو ، در کارتونهايشان ديده ايد؟ |
||
|
|
|
|
|
هرچند که از قبل نيز واضح بود که موضوع انتخاب رحيم مشايي بعنوان معاون اول رئيس جمهور از سوي احمدي نژاد تاکتيکي براي فاصله گرفتن از موضوع انتخابات و بحران مشروعيت و منحرف کردن افکار عمومي است ، اما خلاقيت گروههاي اصولگرا و حاميان احمدي نژاد در برگزاري آزمون نمايشي ولايت پذيري و در نهايت سربلند بيرون آمدن احمدي نژاد از اين آزمون جالب بود. اما نکته مهم و اساسي اين است که وقتي که يک موضوع به خواست عمومي تبديل شد فرار از آن غير ممکن است و در اين مورد خاص نيز تمام محاسبات اشتباه بود و اولاً افکار عمومي به هيچ وجه از موضوع انتخابات منحرف نشد و جنبش عظيم و سبز مردم هيچ توجهي به اتفاقات کوچکي چون مشايي نکرد. ثانياً با توجه به دستور مورخ 27/04/88 رهبري و مقاومت يک هفته اي احمدي نژاد در برکناري مشايي و نهايتاً موافقت با استعفاي ايشان (نه حکم به برکناري) معلوم شد اين آزمون را نيز ناپلئوني پاس کرد. پی نوشت: مشایی مشاور و رئیس دفتر رئیس جمهور شد . مبارک است انشاءا... (احتمالاً دوستان دولت دوباره باید روزشمار آزمون را روشن کنند) |
||