<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>اندیشه ناب</title>
<link>http://andishehnab.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 24 Dec 2009 08:07:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>نظام فکری این حامیان</title>
<link>http://andishehnab.blogfa.com/post-91.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://aksupload.ir/pic/Dec/3y4bdwl.jpg&quot; style=&quot;width: 143px; height: 150px;&quot; /&gt;&lt;br /&gt;چند شب پیش یکی از بستگان را که میهمانم بود به منزلش رساندم و در مسیر برگشت ، روحانی نسبتاً جوانی که موقع رفتن دیده بودم هنوز منتظر تاکسی بود ، با خود گفتم در میان این جماعت روحانی ، افراد آگاه و روشن بینی هم هستند که چوب عملکرد بقیه هم صنفان خویش را می خورند و حتی تاکسی هم برایشان توقف نمی کند. با توجه به بدمسیر و دیروقت بودن تصمیم گرفتم او را هم به مقصدش برسانم. پس از طی مسافتی برای اینکه دیدگاه و انصاف حاج آقا را محکی زده باشم ، سئوال و معیار خوبی بود که نظرش را درمورد مرحوم &lt;strong&gt;آیت الله منتظری&lt;/strong&gt; بپرسم. قبل از اینکه نظرخودش را بگوید اینگونه شروع کرد: &lt;strong&gt;بله آقا هم امروز پیام تسلیتی دادند ، خدا رحمتش کند &lt;/strong&gt;. وسپس ادامه داد : البته ایشان اشتباهات زیادی داشت و به انقلاب ضربه زد همانطور که امروز آقای کروبی که یک روحانی است می زند و آب به آسیاب دشمن می ریزد و در مقابل نظام ایستاده است و مملکت را دارد به آشوب می کشد و ... .&lt;br /&gt;برای اینکه او را از ادامه اتهاماتش بازدارم و از منبری که رفته بود کمی پایین بیاورم و بگویم که گوش مفتی گیر نیاورده است، با حالت بی طرفی &lt;strong&gt;پرسیدم: &lt;/strong&gt;حاج آقا آیا نظام هم برخورد خوبی با ایشان کرد؟ حاج آقا برگشت و با حالتی متعجب و البته موافق &lt;strong&gt;گفت: &lt;/strong&gt;یعنی باید شدیدتر برخورد می کرد دیگه؟ &lt;strong&gt;گفتم: &lt;/strong&gt;نه حاج آقا منظورم این است که اگر نظام برخورد خوبی با اینها کرده بود و با مردم معترض هم اینگونه رفتار نمی شد ، کار به اینجا نمی رسید. به مقصد حاج آقا رسیده بودیم و می خواستم حرف آخر را هم زده باشم ، &lt;strong&gt;گفتم:&lt;/strong&gt; حاج آقا آیا حق مردمی که به نتیجه یک انتخابات معترض بودند و در سلامت آن تردید داشتند این بود که اراذل و اوباش ، خس و خاشاک و مزدور و وابسته به بیگانه خوانده شوند؟ &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;حاج آقا گفت:&lt;/strong&gt; هرچند که کار مهمی دارم ولی با طیب خاطر حاضرم با شما بحث کنم و شما را توجیه کنم. پس ماشین رو خاموش کن تا برایت توضیح بدهم.&lt;br /&gt;حاج آقا گرم صحبت شد و بدون توجه به سئوالی که پرسیده بودم از ماجرای سیصد میلیون شهرام جزایری شروع کرد که اصلاً سیصد میلیون نبوده و پانصد میلیون بوده سند هم دارم و اطلاعاتم موثق است و ماجرا مربوط می شود به موقعی که اقا دستور مبارزه با فساد را دادند و در جلسه ای که با حضور سران سه قوه (شاهرودی-کروبی و خاتمی) بصورت محرمانه برگزار شده بود. در همان جلسه آقای شاهرودی مستقیماً به همین موضوع سیصد میلیون اشاره میکند و آقای کروبی زیر بار نمی رود و قبول نمی کند ، سپس بدستور آقای شاهرودی نوار ضبط شده مکالمات تلفنی خانم کروبی و شهرام جزایری را برایش پخش می کنند که خانم کروبی به جزایری می گوید: « شما این سیصد میلیون را انکار کن و مثل آن دویست میلیون تومان ختم به خیر می شود و کسی نمی تواند پیگیری کند». آقای کروبی با شنیدن این نوار غش می کند و از حال می رود و آقای خاتمی عصبانی می شوند که چرا شنود تلفنی کرده اید ؟ آقای شاهرودی رئیس قوه قضائیه هم می گویند من بعنوان یک قاضی می توانم دستور شنود تلفنی هر کسی را بخوام بدهم. بعد از این موضوع بود که دیگر قضیه ادامه پیدا نکرد تا زمانیکه آقای احمدی نژاد که یک فرد شجاع و نترس است قضیه را رو کرد و کروبی هم کم آورد و اصلاً نتوانست جواب بدهد.&lt;br /&gt;حاج آقا بلافاصله به سراغ آقای خاتمی رفت و به اشاره ای به ماجرای دست دادن آقای خاتمی در ایتالیا کرد و در مسلمانی ایشان شک کرد و سپس ادامه داد : من با گوش خودم شنیدم که آقای خاتمی در تفسیر &quot;من کنت مولا فهذا علی مولا&quot; ، کلمه مولا را دوست معنی کرد یعنی همان چیزی که وهابیون می گویند. ونتیجه گیری کرد که خاتمی اصلاً شیعه نیست و من در روز قیامت نزد جدم از او شکایت می کنم.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آنقدر داستانپردازی هایش سخیف و استدلالهای حاج آقا ضعیف بود که مجبور شدم بگویم: &lt;/strong&gt;حاج آقا &lt;strong&gt;اولاً&lt;/strong&gt; من در انتخابات به آقای کروبی رأی ندادم و حالا هم نمی خوام از او دفاع کنم ولی ایشون که توضیح دادن قضیه چی بوده و آقای جزایری به اتفاق یکی از علما (که از آوردن اسمشون معذور بودند) نزد ایشان رفته بودند و این مبلغ را داده بودند ، آقای کروبی هم که منکر این قضیه نبودند که از جزایری بخواهند انکار بکند.&lt;strong&gt; ثانیاً فکر می کنم اگر من هم فقط بولتن ها و مجلاتی که برای شما می آید را می خواندم و فقط به اینها استناد می کردم احتمالاً مثل شما نتیجه گیری می کردم .&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;حاج آقا در صندلی اش کمی جابجا شد و &lt;strong&gt;گفت: &lt;/strong&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 204);&quot;&gt;نه برای من اصلاً بولتن محرمانه نمی آید ، من خیلی از این مطالب را در روزنامه های عمومی خواندم . &lt;/span&gt;&lt;strong&gt;گفتم:&lt;/strong&gt; &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 153);&quot;&gt;حاج آقا احتمالاً روزنامه کیهان بوده؟&lt;/span&gt; حاج آقا با عجله &lt;strong&gt;جواب داد:&lt;/strong&gt; نه نه من اصلاً کیهان نمی خوانم. این مطلب آقای کروبی را در یک روزنامه که چاپ تهران است و در آنجا منتشر می شود یکی از دوستان آورده بود قم خواندم، فکر می کنم اسمش حوادث تهران بود. &lt;strong&gt;گفتم : &lt;/strong&gt;حاج آقا من اسم این روزنامه را نشنیدم ولی آخر این مطلبی که شما می فرمایید حادثه نبوده که در این روزنامه بنویسند، ثانیا اینگونه روزنامه ها و مجلات را مجلات زرد می گویند که مطالبشان قابل استناد نیست.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;حاج آقا گفت:&lt;/strong&gt; از اینها که بگذریم من دوستان و افراد بزرگ و آگاه بسیاری را می شناسم که حرفهایشان مستند است و می توانم روی آن حساب کنم.&lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 0);&quot;&gt; اصلاً به شما توصیه می کنم در همین دهه محرم به مراسم سخنرانی های سردار ذوالنور که به بوشهر آمده برو و به حرفهایش گوش بده. ایشان را که حتماً می شناسید؟&lt;/span&gt; &lt;strong&gt;گفتم:&lt;/strong&gt; &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 204);&quot;&gt;بله حاج آقا ایشان را می شناسم ، بزرگی افراد به اسمشان نیست ، حتی اگر صاحب نور خوانده شوند. ایشان همان کسی هستند که ان اهانت ها و فحاشی ها را به خانواده شهید باکری کردند و از دوستان همان سرداری هستند که دستور برخورد با خانواده شهید همت را دادند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;حاج آقا این بار از در دیگری وارد شد &lt;/strong&gt;و به علم خودش در شناخت کرامات انسانها اشاره کرد و برخی افراد زمینی را به آسمانها برد و برخی را معصوم خواند و ادامه داد موضع این افراد اصلاً قابل تردید نیست و هر دلیلی که برای آن داشته باشند و هر فلسفه ای که داشته باشند حتماً درست است و هرچه بگویند حتماً راست. مثلاً وقتی مردم وقتی می بینند فلانی و فلانی و فلانی مسئولیت را برعهده می گیرند و می گویند انتخابات درست بوده دیگر کسی نباید تردید کند یا وقتی فرمودند در انتخابات تقلب نشده دیگر حجت تمام است و کسی نباید اعتراض کند.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;گفتم:&lt;/strong&gt; حاج آقا اتفاقاً مشکل همینجاست که اگر قبل از بررسی و اعلام نظر نهایی شورای نگهبان ، برخی از فقهای این شورا موضع نمی گرفتند و برخی تبریک نمی گفتند و احمدی نژاد را رئیس جمهور 24 میلیونی نمی خواندند این شک و تردیدها کمتر بوجود می آمد. حاج آقا گفت: اگر اعتراض هم داشتند چرا به شورای نگهبان نماینده معرفی نکردند؟ گفتم حاج آقا شما که سلسله مراتب را بهتر از هر کسی می دانید ، وقتی دبیر و رئیس و سایرین می گویند در انتخابات امکان وقوع تقلب وجود ندارد انتظار دارید باز هم نماینده معرفی کنند؟&lt;br /&gt;حاج آقا باز هم مسیر صحبتهایش را تغییر داد و &lt;strong&gt;گفت:&lt;/strong&gt; اصلاً از همه اینها که بگذریم از همین شعارهایی که بعد از انتخابات مطرح شد و از &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 204);&quot;&gt;وابستگی آنها به بیگانه &lt;/span&gt;باید فهمید که اشتباه می کنند مثلاً همین شعار &quot;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 204);&quot;&gt;استقلال آزادی جمهوری ایرانی&lt;/span&gt;&quot; یعنی پشت پا زدن به انقلاب و اسلام و همه چیز. چرا همانطور که رهبر معظم فرمودند آقای موسوی اعلام برائت از آنها نمی کنند؟ &lt;strong&gt;گفتم:&lt;/strong&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 102, 0);&quot;&gt; حاج آقا ظاهراً شما حتی نگاهی هم به بیانیه های آقای مهندس موسوی نکرده اید. ایشان در همین دو سه بیانیه اخیر مجدداً از اجرای بدون تنازل قانون اساسی سخن گفته اند و اتفاقاً &quot;جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد&quot; را یادآوری کرده اند و به عبرتهای عراق و افغانستان بعنوان ترس از حاکمیت و پناه به بیگانگان هشدار داده اند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;و اما حاج آقا مسئلهٌ:&lt;/strong&gt; شما که به شعارهای طرفداران موسوی ایراد می گیرید نظرتان در مورد شعاری که مخالفان ایشان می دادند چیست ، آیا وقتی که شعار داده می شود &quot;.... کوثر است  مخالفش ابتر است&quot; اولین چیزی که به ذهن خطور می کند ماجرای پیامبر و دشنام های مخالفین ایشان نیست. چرا مخالفان آقای موسوی نادانسته مرتکب چنین اشتباه بزرگی می شوند و ایشان را با پیامبر عظیم الشأن اسلام مقایسه می کنند و از طرفی آیا این شعار تأییدی بر این نیست که کسی که فرزند پسر ندارد سزاوار فحاشی است؟&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;حاج آقا&lt;/strong&gt; ابتدا سعی کرد مصرع اول این شعار را تأیید و اثبات کند که &lt;strong&gt;گفتم : &lt;/strong&gt;حاج آقا در مصرع اولش من تردیدی ندارم ، نظرتان را در مورد مصرع دوم و این ترکیب ناسزاگونه بگویید. &lt;strong&gt;حاج آقا گفت:&lt;/strong&gt; البته ممکن است عده ای ناآگاه و بدون توجه به موضوعی که شما می گویید این شعار را سر داده باشند نباید به خیلی سخت گرفت. &lt;strong&gt;گفتم:&lt;/strong&gt; حاج آقا اگر عده ای ناآگاه شعار می دادند و از رسانه ملی هم پخش نمی شد حرف شما درست بود اما اتفاقاً چون شنیده ام که مبدع این شعار یکی از مراجع بوده اند که در پایان درس خود از طلاب خواسته اند این شعار را تکرار کنند پرسیدم ، و یقیناً ایشان شأن نزول آیات مربوطه و قرینه آنرا می دانند ولی متأسفانه در مقاصد سیاسی از آن استفاده کرده اند.&lt;br /&gt;حاج آقا دیگر پاسخی نداشت ، دستش رابطرف دستگیره درب اتومبیل برد و &lt;strong&gt;گفت: &lt;span style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;حقیقتاً من از اول محرم ، نظام فکری ام به هم ریخته و امشب آنطور که باید نتوانستم با شما بحث کنم و استدلالهای شما را جواب بدهم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اعتراف عجیبی بود &lt;strong&gt;گفتم: &lt;/strong&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 102, 0);&quot;&gt;حاج آقا من ادعایی ندارم و در مباحثه و مجادله باید از شما درس بیاموزم اما بعنوان یک مسلمان فکر می کنم محرم باید باعث انسجام نظام فکری بشود نه از به هم ریختگی آن . حرف آخر هم اینکه حاج آقا شما با این نظام فکری بهم ریخته این شبهای محرم به بالای منبر می روید و خطبه می خوانید و مؤمنین را موعظه می کنید.&lt;/span&gt; حاج آقا لبخندی زد اما عصبانیت خود را نتوانست پنهان کند و ضمن خداحافظی گفت انشاءالله خداوند همه ما را هدایت کند ولی من امشب خیلی ناراحتم که نتوانستم شما را قانع کنم.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;با حاج آقا خداحافظی کردم و در مسیر خانه به این می اندیشیدم که نظام فکری اگر مبتنی بر فرهنگ غنی محرم و درسها و عبرتهای عاشورا بنا نهاده شود هیچ گاه به هم نمی ریزد و از چنان استدلال و استحکامی برخوردار است که پویایی و بالندگی اندیشه را در پی دارد و اگر متصل به سرچشمه های نورانی عاشورا باشد آزادگی و پذیرش امر حق و دفاع از حق و ایثار و از خودگذشتگی و صبر و استقامت را به ارمغان می آورد. اما اگر بنای این نظام فکری مبتنی بر هجویات صاحبان ظلمت و اوامر و دستورات حاکمان جور بنا شده باشد و فلسفه تشکیل آن بر نیندیشیدن و اطاعت محض و تقلید صرف باشد با اندک چالشی متزلزل و سرنگون می شود . وقتی که بنای نظام فکری در سایه عبارات نفرت انگیز خرخره جویدن و دست و پا و زبان بریدن بنا نهاده و برای پیاده نظام حاکمان تربیت شود نسبتی با اندیشه نمی یابد ، نمود بیرونی آن می شود شعارهای مرگ آلود و درخواستهای اعدام برادران دینی که چهره شهرها را عصبانی و عصیانگر می کند و اینجاست که راه گفتگو بسته می شود، کلاه خود و خنجر و باتوم به میدان می آید و خشونت آغاز می شود . این نظام فکری حتی قدرت جذب حداقلی هم ندارد و فقط قدرت جذب حامیان حقیری را دارد که همیشه گوش به فرمانند و از خود اراده ای ندارند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 24 Dec 2009 08:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=andishehnab&amp;postid=91</comments>
<dc:creator>andishehnab</dc:creator>
<guid>http://andishehnab.blogfa.com/post-91.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کلام دردناک امامی که تشنه لبیک بود!</title>
<link>http://andishehnab.blogfa.com/post-90.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://aksupload.ir/pic/Dec/12(16).jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 102, 0);&quot;&gt;مردم بندگان دنیایند و دین بازیچه ای بر سر زبان های آن هاست- برای امرار معاش- و چون به سختی امتحان شوند، چه اندکند دینداران!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&quot;الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم، یحوطونه مادرت معایشهم و اذا محصوا بالبلاء قل الدیانون&quot;(بحارالانوار، ج 44، ص 383)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong style=&quot;color: rgb(0, 204, 0);&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 102, 51);&quot;&gt;حسین(ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود ، ولی افسوس بجای افکارش زخم های تنش را به ما نشان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;(دکتر علی شریعتی)&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Dec 2009 05:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=andishehnab&amp;postid=90</comments>
<dc:creator>andishehnab</dc:creator>
<guid>http://andishehnab.blogfa.com/post-90.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تردید ندارم که خدا هم سبز است!</title>
<link>http://andishehnab.blogfa.com/post-89.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;link rel=&quot;File-List&quot; href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\nzrt91\LOCALS~1\Temp\msohtml1\01\clip_filelist.xml&quot; /&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;w:WordDocument&gt;
  &lt;w:View&gt;Normal&lt;/w:View&gt;
  &lt;w:Zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;
  &lt;w:PunctuationKerning/&gt;
  &lt;w:ValidateAgainstSchemas/&gt;
  &lt;w:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;
  &lt;w:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;
  &lt;w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;
  &lt;w:Compatibility&gt;
   &lt;w:BreakWrappedTables/&gt;
   &lt;w:SnapToGridInCell/&gt;
   &lt;w:WrapTextWithPunct/&gt;
   &lt;w:UseAsianBreakRules/&gt;
   &lt;w:DontGrowAutofit/&gt;
  &lt;/w:Compatibility&gt;
  &lt;w:BrowserLevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;
 &lt;/w:WordDocument&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;w:LatentStyles DefLockedState=&quot;false&quot; LatentStyleCount=&quot;156&quot;&gt;
 &lt;/w:LatentStyles&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt;/*&lt;![CDATA[*/
&lt;!--
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-parent:&quot;&quot;;
	margin:0cm;
	margin-bottom:.0001pt;
	text-align:right;
	mso-pagination:widow-orphan;
	direction:rtl;
	unicode-bidi:embed;
	font-size:12.0pt;
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;}
@page Section1
	{size:612.0pt 792.0pt;
	margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt;
	mso-header-margin:36.0pt;
	mso-footer-margin:36.0pt;
	mso-paper-source:0;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt;
/*]]&gt;*/&lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;;
	mso-tstyle-rowband-size:0;
	mso-tstyle-colband-size:0;
	mso-style-noshow:yes;
	mso-style-parent:&quot;&quot;;
	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;
	mso-para-margin:0cm;
	mso-para-margin-bottom:.0001pt;
	mso-pagination:widow-orphan;
	font-size:10.0pt;
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-ansi-language:#0400;
	mso-fareast-language:#0400;
	mso-bidi-language:#0400;}
&lt;/style&gt;
&lt;![endif]--&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;img height=&quot;248&quot; width=&quot;183&quot; src=&quot;http://aksupload.ir/pic/Dec/12(9).JPG&quot; /&gt;&lt;br /&gt;از منظر عشق رنگ عالم &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;سبز&lt;/span&gt; است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;strong&gt;من عاشقم و رنگ جهانم &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;سبز&lt;/span&gt; است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;strong&gt;در شهر خبر رسیده از بوی بهار &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;strong&gt;رویای همه، زیاد یا کم، &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;سبز&lt;/span&gt; است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;strong&gt;چشمم پر تصویر سیاهی است ولی...&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;strong&gt;روح من از آن روز که زادم &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;سبز &lt;/span&gt;است!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;strong&gt;ابلیس اگر چه در بهشت است هنوز&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;strong&gt;غم نیست، که سرنوشت آدم &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;سبز&lt;/span&gt; است!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;strong&gt;هر چند که از باد خزان می لرزیم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;strong&gt;اندیشه این شاخه سر خم &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;سبز&lt;/span&gt; است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;strong&gt;با این همه ظلمی که سیاهی کرده است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;strong&gt;تردید ندارم که خدا هم &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;سبز&lt;/span&gt; است!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;«شعر از علی خلیلی»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://aksupload.ir/pic/Dec/27252.gif&quot; style=&quot;width: 135px; height: 114px;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;

</description>
<pubDate>Tue, 08 Dec 2009 10:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=andishehnab&amp;postid=89</comments>
<dc:creator>andishehnab</dc:creator>
<guid>http://andishehnab.blogfa.com/post-89.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ترانه ای از سلول مجاور برای چریک پیر</title>
<link>http://andishehnab.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;کلمه:&lt;/strong&gt; سعید شریعتی که به تازگی از زندان آزاد شده است، با اشاره به حضور ۱۰روزه بهزاد نبوی در سلول مجاور خود، غزل ترانه‌ای را که در همان زمان در سلولی در زندان اوین برای چریک پیر سروده بود را در صفحه شخصی خود در فیس بوک منتشر کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش کلمه، شریعتی نوشت: &lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 102, 0);&quot;&gt;در آخرین روزهای مرداد ماه در سنگین ترین شبها و روزهای بازجویی در حالی که خسته و در خود فرو رفته بودم سلول کناریم خالی شد و ناگهان صدای گرم و آشنایی تمام حجم انفرادی را روشن کرد. صدای مهربان و همیشه امید بخش مهندس بهزاد نبوی در سالن پیچید که با انرژی و امید همسایه من می شد.&lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(0, 102, 0);&quot; /&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(0, 102, 0);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 102, 0);&quot;&gt;از آن روز حدود ده روز با هم همسایه بودیم و صدای دعا خواندن و نماز خواندن او عطر ایمان و استقامت را در محیط می پراکند. واقعا نمیدانید که وقتی از ساعت چهار بعد از ظهر شروع میکرد و نزدیک به هزار بار واژه به واژه و با تأنی روی هر لغت می خواند «امن-یجیب-المضطر-اذا-دعاه- ویکشف- السوء» چه شکوه و شیرینی به آن محیط تلخ می بخشید.&lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(0, 102, 0);&quot; /&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(0, 102, 0);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 102, 0);&quot;&gt;و آنگاه که نماز می خواند و در ابتدای سوره حمد، الرحمن الرحیم و مالک یوم الدین را با حالت خطاب میخواند و پس از آن ایاک نعبد و ایاک نستعین را زمزمه میکرد، واقعا نمی دانم چندین بار ابهت این همسخنی با خدای مهربان دلم را لرزاند و اشکانم را جاری کرد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height=&quot;285&quot; width=&quot;642&quot; src=&quot;http://aksupload.ir/pic/Dec/321654.JPG&quot; /&gt;&lt;br /&gt;این غزل ترانه را در همان روزها برای او پیرمرد جوان دل و مقاوم تاریخ سیاسی ایران سرودم. زنده باشی مهندس، سالم و پر امید و برقرار.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مرد استوار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مثل کوه استوار مثل رود پر نشید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچو قله سربلند چون سپیده پر امید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایستاده چون ستیغ در برابر گزند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چهره ای پر از نشاط سینه ای پر از امید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مظهر صلابت و اسوه مجاهدین&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یادگاری از هزار مرد مثل خود شهید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کاش مثل او یکی مرد پای کار بود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کاش مثل او یکی بی شماره میدوید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لحن دلنشین او آیه های نور را&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در وجود خسته ام مثل روح می دمید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در میان سوره ها انشراح بود و فتح&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در طنین محکمش آیه هایی از حدید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پشت میله های سرد خسته بودم از هوا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دل گرفته از از زمین ناتوان و نا امید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ناگهان برای من لحن گرم پیرمرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پشت درب آهنین همچو نعمتی رسید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بادهای سرد و گرم در پی وزیدنند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آه ای مسافران با کدام میروید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با کدام می روید لیک نیک بنگرید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرد استوار کیست با که دست میدهید؟&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;سی و یکم مرداد ۱۳۸۸ انفرادی ۲ –الف بازداشتگاه ۳۲۵ اوین&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Dec 2009 09:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=andishehnab&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>andishehnab</dc:creator>
<guid>http://andishehnab.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>طبیبانه ها (1)</title>
<link>http://andishehnab.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;img height=&quot;119&quot; width=&quot;130&quot; src=&quot;http://aksupload.ir/pic/Nov/e1naz.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;همکار خوش ذوقمان بالای برنامه کشیک های آذرماه کلینیک ، عباراتی از «هلن کلر» نوشته و دلخوشمان می کند به این گفته او که :«&lt;strong&gt;آنگاه که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی ، بدان که زندگی می کنی&lt;/strong&gt;» و کمی از بار تنبلی ام در به روز کردن وبلاگ را از دوشم برمی دارد ، اما باز هم قانع نمی شوم .&lt;br /&gt;بعد از  چند سالی که بعلت اشتغال در بخش اداری کمتر به طبابت می پرداختم از یکی دو ماه گذشته دوباره بطور جدی فعالیت خود را در یک کلینیک آغاز کرده ام و خوشبختانه از آنجا که یک مرکز تقریباً دولتی است و عمده بیماران بصورت رایگان درمان می شوند و هیچ رابطه مالی با بیمارانم ندارم (همانگونه که اغلب همکارانم می خواهند) ، با آسودگی خاطر بیشتری به درمان علمی و آکادمیک بیماران مشغولم. اما این بار علاوه بر نگاه علمی و پزشکی به بیماران (که واقعاً جذابیت بیشتری از کار اداری برایم دارد و بیشتر راضی ام میکند)، از منظری دیگر نیز به موضوع می نگرم. بواسطه فعالیت در حوزه مدیریتی بیمه و درمان و آشنایی که با موضوعات مدیریت بخش سلامت و اقتصاد درمان پیدا کرده ام و نیز اشتغال همزمان در هر دو حوزه ، اکنون یک نگاه اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی به بیماریها و روند درمان بیماران دارم و دردها و رنجهای بسیاری را مشاهده می کنم و کاستی ها و نابسامانی های بیشتری در عرصه های مختلف و مرتبط با درمان بیماران نظرم را جلب می کند . &lt;br /&gt;با این نگاه طیف وسیعی از بیماران را در برابر خود می بینم ، &lt;strong&gt;از بیمارانی که بعلت فقر اقتصادی درمان نشده اند یا نمی شوند&lt;/strong&gt;، در حالی که حاکمیت یا حکومت قرار بود بهداشت و درمان را بصورت رایگان به عموم مردم ارائه نماید و امروز دولتها کمبود اعتبار را بهانه کرده اند و سرانه پایین سلامت مردم و بی مدیریتی ها چنین وضعی را پدید آورده است. &lt;strong&gt;تا بیمارانی که فقر فرهنگی مانع درمان آنها شده است&lt;/strong&gt; و این آخری بیشتر عذابم می دهد . از مرجعیت دعانویس ها و اعتقادات خاص فرهنگی مردم که بگذریم از بی سامانی و آشفتگی و بی تدبیری عرصه اطلاع رسانی و نهادهای فرهنگ ساز که کمتر توجهی به این بخش نکرده اند نمی توان گذشت . آنچه که شاید بتوان نام &lt;strong&gt;فرهنگ سلامت&lt;/strong&gt; را بر آن نهاد بشدت نیازمند توجه جدی است. در همین مدت کوتاه نمونه های بسیاری از فقر فرهنگی مورد اشاره را مشاهده کرده ام که فقط به بیان یکی از آنها بسنده می کنم .&lt;br /&gt; وقتی به یک بیمار مبتلا به دیابت (قند خون) که بعلت عدم مراجعه ، بیماری اش حداقل 5 سال دیر تشخیص داده شده و بعد از تشخیص هم درمان صحیحی دریافت نکرده است در مورد لزوم مصرف دقیق داروهایش تأکید می کنم و عوارض عدم کنترل بیماری اش را توضیح می دهم ، جوابی که دریافت می کنم بسیار نگران کننده است . می گوید :&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 255);&quot;&gt; آقای دکتر پارسال قند داشتم دارو خوردم خوب شد&lt;/span&gt; . برایش توضیح می دهم که &lt;strong&gt;بیماری دیابت یک بیماری مزمن و تقریباً لاعلاج است و با یک دوره مصرف دارو ، درمان نمی شود و فقط می توان آنرا کنترل کرد و با توجه به وضعیت قند خون شما ، باید تا آخر عمر دارو مصرف کنید تا مانع بروز عوارض بیماری از قبیل عوارض چشمی ، قلبی و عروقی ، سکته قلبی و مغزی ، نارسایی کلیه ، زخم پای دیابتی و ...  شوید.&lt;/strong&gt; پاسخی که این بار می دهد بسیار ناامید کننده است و تمام رشته هایم را پنبه می کند ، با خونسردی می گوید : &lt;strong style=&quot;color: rgb(0, 0, 204);&quot;&gt;نه آقای دکتر قرص نمی خورم ، می ترسم بدنم به قرص عادت کند .&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;خیلی ناراحت می شوم ، دوباره سعی می کنم برایش توضیح بدهم &lt;strong&gt;برای اینکه یک زندگی عادی و خوب داشته باشی ، تو باید برای همیشه دارو مصرف کنی ، حالا اسم آنرا عادت یا هر چیز دیگری می خواهی بگذار. &lt;/strong&gt;اما صدای تق تق درب می گوید بیماران بعدی حوصله شان سر رفته است و بیرون منتظرند . داروها را برایش می نویسم و دفترچه بیمه را به دستش می دهم ، اما هنوز مطمئن نیستم آیا دارو هایش را مصرف خواهد کردیا نه ؟ آیا در ویزیت بعدی باز هم قند خون 290 را می بینم یا عوارض شدید دیابت را ؟&lt;br /&gt;همان روز در پایان شیفت کاری به خانه برمی گردم ، تلویزیون روشن است اما کسی به آن توجهی ندارد ، میهمان برنامه را می شناسم ، کمی دقیق می شوم ، &lt;strong&gt;برای بار سوم است که رسانه ملی از این متخصص بیماریهای پوست و مو دعوت کرده است تا در مورد تکنیک ها و روشهای جدید کاشت  مو برای بینندگان توضیح بدهد.&lt;/strong&gt; نمی دانم چند درصد مردم مخاطب این برنامه اند ؟ نمی دانم موضوع کاشت مو مشکل مشکل چند درصد جامعه ماست؟ اما می دانم که سر انجام بیماران و افراد مبتلا به دیابت ، فشارخون و بیماریهای مزمن که از بیماری خود کمترین اطلاعات عمومی و علمی صحیح را ندارند به کجا خواهد انجامید و گرفتار چه هزینه های کمر شکن درمان عوارض این بیماریها خواهند شد ؛ در حالی که با آموزش صحیح این بیماران و اطلاع رسانی صحیح درمورد این بیماریها ، می توان علاوه بر تأمین یک زندگی خوب و قابل قبول ، مانع بروز عوارض بیماری و تحمیل هزینه های گزاف اقتصادی بر خانواده ها و جامعه شد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بنابراین ناگفته پیداست که فراگیرترین رسانه این مملکت که بزرگترین نقش آموزشی و اطلاع رسانی را بر عهده دارد در اولویت بندی مشکلات سلامت ، بهداشت و درمان مردم  با نارسایی جدی مواجه است و سایر دستگاههای مسئول نیز وظایف خود را بدرستی انجام نداده اند.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Nov 2009 09:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=andishehnab&amp;postid=87</comments>
<dc:creator>andishehnab</dc:creator>
<guid>http://andishehnab.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حس خوب آموختن و «جسارت امید»</title>
<link>http://andishehnab.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;دو سه هفته اخیر بخاطر برخی مشغولیت ها کمتر فرصت نوشتن و به روز کردن وبلاگ یافته ام و اگر فرصتی دست داده ، بیشتر به مطالعه و خواندن سپری کرده ام . از تورق کتاب گرفته تا وبگردی و از علمی (پزشکی) تا تاریخی ، سیاسی و فرهنگی ، همه را می خوانم . بویژه مطالب ارزشمند بسیاری از دوستان را می خوانم و بهره مند می شوم اما شرمنده همه آنهایم که کمتر افتخار عرض ادب و نظر می یابم. &lt;br /&gt;این حس خوب خواندن و آموختن را نمی توان به حساب ماه مهر گذاشت اما اتفاق و تقارن جالبی است که شرط و شروط و برنامه ریزی های بهتر درس خواندن در آغاز سال تحصیلی را برایم تداعی می کند (هر چند که غالباً آنگونه که می خواستم محقق نمی شد).&lt;br /&gt;اگر به امریکانوفیلی (americanophil) متهم نشوم باید به آخرین مطلبی که خواندم و برایم بسیار جالب و آموزنده بود هم اشاره کنم و دوستان را به مطالعه آن توصیه نمایم. آن مطلب بخشی از کتاب &quot;&lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 0);&quot;&gt;جسارت امید&lt;/span&gt;&quot; نوشته &quot; باراک اوباما &quot; ست که به تازگی در ایران نیز ترجمه شده است .  این بخش از کتاب را که مربوط می شود به آغاز کار سیاسی اوباما و خاطرات او از چگونگی ورودش به دنیای سیاست جهت مطالعه علاقمندان در زیر می آورم:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;hr size=&quot;2&quot; width=&quot;100%&quot; /&gt;« از زمانی که نخست بار برای احراز مقامی سیاسی اقدام کردم نزدیک به ده سال می گذرد. آن موقع 35 ساله بودم، از به پایان رسانده دانشکده حقوق چهار سالی می گذشت، تازه ازدواج کرده بودم و روی هم رفته آدمی بی صبر و حوصله به حساب می آمدم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مجلس قانون گذاری ایالت ایلینوی یک کرسی خالی شده بود، و چندی از دوستان پیشنهاد کردند که خود را کاندیدای احراز آن کنم.&lt;br /&gt;آنان فکر می کردند که کار من در جایگاه وکیل حقوق مدنی و ارتباط هایم از دورانی که سازمان دهنده امور اجتماعی را بر عهده داشتم مرا به کاندیدایی پر امید تبدیل خواهد کرد.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;لطفاً &lt;strong&gt;ادامه مطلب&lt;/strong&gt; را مطالعه فرمایید:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Oct 2009 06:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=andishehnab&amp;postid=86</comments>
<dc:creator>andishehnab</dc:creator>
<guid>http://andishehnab.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بوی ماه مهر و خاطرات خوب مدرسه</title>
<link>http://andishehnab.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;امروز چهارم مهر است ولی برای نوشتن از مهر ، هنوز دیر نشده است ، بوی ماه مهر خاطرات خوب مدرسه ، شیطنتهای کودکانه ، لحظه های ناب آموختن و یاد آموزگاران شایسته ای که همیشه بزرگند را برایم زنده کرده است . فضای مدرسه همیشه برایم نشاط انگیز بوده است و معلمان احترام آمیز . آغاز سال تحصیلی و بهار دانش را به همه معلمان گرانقدر و دانش آموزان و دانشجویان عزیز تبریک می گویم.&lt;br /&gt;حال و هوای این روزهای نخستین پاییز سبب شد که خاطره روز پایانی بهمن ماه سال گذشته را هم بنویسم ، روزی که به لطف فضای مجازی و عصر ارتباطات رقم خورد و بیادماندنی شد و پس از حدود بیست سال مرا بر نیمکت دبستان نشاند . آن روز را میهمان بچه های « &lt;a href=&quot;http://classema.blogfa.com/post-19.aspx&quot;&gt;&lt;strong&gt;وبلاگ کلاس ما&lt;/strong&gt; &lt;/a&gt;» بودم. پس از طی مسافتی حدود 20 کیلومتر بعد از شهر جم به روستای زیبای «شهر خاص» در مجاورت پالایشگاه فجر رسیدم . در روستایی کوچک اما سرسبز در جمع صمیمی بچه های کلاس پنجم قرار گرفتم . مدت زیادی از آشنایی مان در فضای  مجازی نمی گذشت اما جالب بود که هیچ احساس غریبی نمی کردیم و چه زود با هم صمیمی شدیم ، قبل از ورودم به کلاس ، درس علوم تجربی داشتند که &lt;strong&gt;آقای عباسی&lt;/strong&gt; معلم کلاس، هوشمندانه پاسخ به سئوال یکی از بچه ها در مورد قارچها را به من واگذار کرده بود و پس از آن سئوالات فراتر از کلیشه های معمول و کودکانه و تا هدفم از وبلاگ نویسی و سئوالات پزشکی و نحوه درس خواندن و انتخاب شغل پرسیدند و با هم صحبت کردیم . هدایایی را به رسم یادبود به دوستانم داده بودم ، آنها هم که اینک دوره دبستان را به پایان رسانده اند و به دوره راهنمایی رفته اند فراموشم نکردند و چند روز پیش برایم هدیه فرستادند که صمیمانه از آنها و معلم گرانقدر و عزیزشان آقای عباسی تشکر می کنم و برایشان توفیق و سربلندی آرزو می نمایم.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;امسال ماه مهر من با سالهای قبل یک تفاوت هم دارد ، فرزند عزیزم «&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 102, 0);&quot;&gt;علی&lt;/span&gt;» پیش دبستانی را با شور و شوقی وصف ناپذیر آغاز کرده است که به او تبریک می گویم و برای او و همه فرزندان ایران زمین آرزوی موفقیت می کنم. &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img style=&quot;width: 247px; height: 354px;&quot; src=&quot;http://aksupload.ir/pic/September/1(104).JPG&quot; /&gt;&lt;img style=&quot;width: 259px; height: 354px;&quot; src=&quot;http://aksupload.ir/pic/September/2(104).JPG&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Sep 2009 17:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=andishehnab&amp;postid=85</comments>
<dc:creator>andishehnab</dc:creator>
<guid>http://andishehnab.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آنفولانزای (A(H1N1 را جدی بگیریم!</title>
<link>http://andishehnab.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;چند روز پیش در سمینار آموزشی &lt;strong&gt;بیماری آنفولانزای(A(H1N1 &lt;/strong&gt;شرکت کردم و بهانه ای شد تا با توجه به بازگشایی مدارس و در پیش بودن فصل سرما و احتمال افزایش میزان بروز این بیماری ، این پست را به این موضوع مهم اختصاص دهم. کوشیده ام که از بیان اطلاعات و عبارات تخصصی پرهیز نموده و به بیان ساده این بیماری جهت استفاده عموم بپردازم.&lt;br /&gt;در سمینار فوق بخش عمده ای از مطالب مهم را دوست گرامی و استاد ارجمندم جناب آقای &lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 0);&quot;&gt;دکتر کامران میرزایی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; ارائه نمودند و از محضرشان بهره بردم و در اینجا نیز از ایشان بخاطر در اختیار گذاشتن منابع علمی و اطلاعات جدید در رابطه با این بیماری تشکر و قدردانی می نمایم. &lt;br /&gt;&lt;hr size=&quot;2&quot; width=&quot;100%&quot; /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://aksupload.ir/pic/September/swine.JPG&quot; style=&quot;width: 468px; height: 186px;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong style=&quot;color: rgb(102, 0, 0);&quot;&gt;تاریخچه ویروس آنفولانزای(A(H1N1:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;براساس شواهد و استدلال هاي منطقي، در سال 1918 ويروس جديدي با منشاء احتمالي پرندگان، پا به عرصه وجود گذاشته كه داراي مجموعه اي از هشت ژن جديد آنفلوآنزا بوده و پس از ايجاد پاندمی (جهانگيري) بيماري انساني، از انسان به خوك نيز انتقال يافته و بدينوسيله به حيات طولاني خود در طبيعت ادامه داده و ويروس عامل پاندمي جديد نيز يكي از محصولات ژنتيكي آن به شمار ميرود و این ویروس جدید حاوی قطعات ژنیتیکی از 4 نوع ویروس متفاوت (2 نوع خوکی ، یک نوع پرندگان و یک نوع انسانی) است.&lt;br /&gt;&lt;strong style=&quot;color: rgb(102, 0, 0);&quot;&gt;چرا این بیماری آنفولانزا &lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;خوکی&lt;/span&gt; نامیده شد ؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;    ويروس جديد که در بالا شرح داده شد براساس شواهد موجود ابتدا در آغاز پاندمی (جهانگيري) فعلي در مکزیک در کسانیکه تماس نزدیکی با خوکها داشتند ، از خوك به انسان منتقل گرديده و به همین علت به بیماری آنفلوآنزاي خوكي(  Swine flu ) معروف شد، ولي با توجه به اینکه بیماری آنفولانزای خوکی نام بیماری شناخته شده دیگری است که از چندین دهه پیش وجود آن در خوکها به اثبات رسیده و در انسان کمتر ایجاد بیماری می کند ، سازمان جهانی بهداشت توصیه کرد  این بیماری ، آنفلوآنزاي( A(H1N1 جدید ناميده شود.&lt;br /&gt;&lt;strong style=&quot;color: rgb(102, 0, 0);&quot;&gt;چرا این بیماری اینقدر مهم شد ؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;نوپديدي و پاندمي ناشي از ويروس آنفلوآنزاي( A(H1N1 با منشاء خوكي ، چنان غافلگيرانه به وقوع پيوست كه تمام مراحل شش گانه این پاندمی در عرض كمتر از سه ماه به وقوع پيوسته است:&lt;br /&gt;    ظهور مراحل بيماريزايي در طبيعت (فاز اول )&lt;br /&gt;     بيماريزايي در خوك (فاز دوم )&lt;br /&gt;     انتقال از خوك به انسان (فاز سوم )&lt;br /&gt;     انتقال محدود از انسان به انسان در مكزيك (فاز چهارم )&lt;br /&gt;     طغيانهاي محدود انساني در قاره آمريكا (فاز پنجم ) &lt;br /&gt;    و همه گيريهاي وسيع در كليه قاره هاي جهان (فاز ششم ) &lt;br /&gt;در اوايل فروردين ماه 1388 (مارس 2009 ) همه گيري آنفلوآنزاي جديد( A(H1N1 در مکزيک تشخيص داده شد و به سرعت رو به گسترش نهاد و مواردي از ابتلا به بيماري در نقاط مختلف ايالات متحده آمريکا و بسياري از كشورهاي ديگر به وقوع پيوست و به فاصله 43 سال پس از وقوع آخرين پاندمي قرن بيستم (1976) اولين جهانگيري بيماري در قرن بيست و يكم رخ داد و با توسعه دامنه بيماري به چندين قاره ، در تاريخ 21 خردادماه سال جاری، &lt;strong&gt;فاز ششم پاندمي &lt;/strong&gt;توسط سازمان جهاني بهداشت اعلام شد.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بنابراین این ویروس حد بالایی از آلودگی و بیمارى را سبب می شود و قابليت سرايت اين ويروس بيشتر از ويروس آنفلوآنزاي فصلي است .&lt;/strong&gt; هرچند که این بیماری با سرعتی بیش از پاندمی های قبلی ولی با ملایمت بیشتر و مرگ ومیر کمتر در حال گسترش است.&lt;br /&gt;&lt;strong style=&quot;color: rgb(102, 0, 0);&quot;&gt;وضعیت انتشار فعلی این بیماری در ایران :&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;شمار مبتلايان به بيماري آنفلوانزاي H1N1)A )در كشور به 357 نفر رسيده است و تعداد 2 نفر نيز به علت اين بيماري جان باخته‌اند (تا 14شهريور1388)&lt;br /&gt;البته آمار تعداد بیماران در کل دنیا در هفته های اخیر روند کاهشی را نشان میدهد که نه بخاطر کنترل بیماری بلکه بیشتر بخاطر تغییر در نحوه ارائه آمار و تشخیص موارد جدید بوده است . بنابراین بیماری با سیر طبیعی خود در حال گسترش می باشد. &lt;br /&gt;   &lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 0);&quot;&gt;افراد در معرض خطر : &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;در برخی افراد میزان بروز این بیماری از افراد معمولی جامعه بیشتر است که این افراد عبارتند از:&lt;br /&gt;1-    کودکان دبستانی و مهد کودکها ( با توجه به تجمعات گروهی کودکان و عدم رعایت نکات پیشگیری و ضعف سیستم ایمنی و ... )&lt;br /&gt;2-    افراد مبتلا به بیماریهای مزمن بویژه بیماران ریوی(آسم) ، بیماران قلبی ، بیماران دیابتی ، بیماران نارسایی کلیه و ... &lt;br /&gt;3-    بیمارانی که از داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی استفاده می کنند .             &lt;br /&gt;4-    زنان باردار (احتمال افزايش ميزان سقط و زايمان زودرس )&lt;br /&gt;5-    کارکنان حرفه های پزشکی &lt;br /&gt;6-    افراد ساکن آسایشگاهها و مراکز مراقبت های مزمن&lt;br /&gt;اغلب موارد این بیماری در نوجوانان و بالغین رخ داده است و در هر دو جنس مرد و زن میزان بروز آن یکسان است. &lt;br /&gt;شغل وموقعيت اجتماعي افراد تعيين كننده ميزان تماس با ويروس و ابتلاء به بيماري است. بنابراین کارکنان مهد کودکها و معلمین مدارس و رانندگان سرویس مدارس و ... در خطر ابتلای بیشتری هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong style=&quot;color: rgb(102, 0, 0);&quot;&gt;دوره کمون (نهفتگی) :&lt;/strong&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 0);&quot;&gt; &lt;/span&gt;به فاصله زماني ورود ويروس تا شروع علائم  دوره كمون می گویند .&lt;br /&gt;    دوره كمون اين بيماري در حدود 7-1 روز و با احتمال بيشتري4-1روز ميباشد.&lt;br /&gt;(در حالي كه دوره نهفتگي آنفلوآنزاي فصلي در حدود    72-18ساعت و دوره كمون آنفلوآنزاي پرندگان در انسان، قدري طولاني تر بود).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong style=&quot;color: rgb(102, 0, 0);&quot;&gt;علائم و نشانه ها :&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;علایم این بیماری نیز مانند آنفولانزای فصلی شامل علائم سرماخوردگی ، تب ، لرز، سردرد، گلودرد، کوفتگی و درد مفصل، عطسه‌، ناراحتی تنفسی، سرخ شدن یا التهاب و آبریزش از بینی است .&lt;br /&gt;آنفلوآنزاي فصلي ، اغلب به طور ناگهاني شروع مي شود اما اين بيماري معمولاً با سردرد و درد عضلاني ، آغاز شده، به دنبال آن  تب و لرز ، درد مفاصل ، بي اشتهايي، و حالت كسالت عارض مي گردد. تنها تفاوت بارز تر این نوع بیماری از آنفولانزای فصلی بروز علائم گوارشی است که بطور شایعی در این بیماران دیده می شود هر چند که ممکن است در آنفولانزای معمولی نیز دیده شود.&lt;br /&gt;بنابراین آنچه مهم است این است که بدانیم این بیماری از نظر علائم تفاوت چندانی با آنفولانزای معمولی ندارد و تشخیص آن بر اساس معاینه پزشک و آزمایشات پاراکلینیکی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong style=&quot;color: rgb(102, 0, 0);&quot;&gt;سیر طبیعی آنفلوآنزا( A(H1N1 در انسان:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اغلب موارد آنفلوآنزاي جديد( A(H1N1 خفيف و خود محدودشونده است و طي همه گيري ها نياز به بررسي پاراكلينيكي ندارد ولي در عين حال در كمتر از 6% موارد نياز به بستري شدن داشته و در كمتر از نيم درصد موارد، منجر به مرگ شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong style=&quot;color: rgb(102, 0, 0);&quot;&gt;پیشگیری از آنفلوآنزا(A(H1N1 :&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;رعایت بهداشت فردی و عمومی ، بهداشت مؤسسات نگهداری کودکان ، بیمارستانها ، هتل ها ، زیارتگاهها و مساجد ، سایر اماکن و مراکزی که محل تجمع و ازدحام مردم است( نظیر کنگره های سالانه و جهانی مثل حج ) و جلوگیری از  تجمع مردم غیرایمن در زیر یک سقف و مکانهای بسته شیوه مناسبی جهت کاهش سرعت و وسعت انتشار بیماری است.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;آیا مدارس و گردهمایی ها باید تعطیل شود؟ &lt;/span&gt;بر اساس توصیه کمیته مشورتی سازمان جهانی بهداشت در خصوص تعطیلی مدارس و ممنوعیت گردهمایی ها می بایست تمام محدودیتهای قانونی و مسائل اخلاقی ، عقیدتی ، فرهنگی و ... لحاظ گردد و علاوه بر آن باید از هر تصمیمی که باعث انزوای اجتماعی ، محدودیت مسافرت ، حمل و نقل و تجارت و فعالیتهای اقتصادی شود باید پرهیز گردد.&lt;br /&gt;تعطیلی مدارس در مراحل اولیه طغیان بیماری می تواند باعث کاهش انتقال عفونت در مدارس شود ولی تأثیری در کاهش انتشار عفونت در افراد جامعه ندارد ، لذا نباید به تعطیلی کامل مدارس اقدام نمود ولی تعطیلی کلاسها بر حسب مورد امکان پذیر است.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;با توجه به اینکه آنفولانزاي( A(H1N1 مانند هر نوع سرماخوردگي ديگر از راه &lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;تماس&lt;/span&gt;، &lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;سرفه&lt;/span&gt; و &lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;عطسه&lt;/span&gt; منتقل مي شود، در این قسمت نیز چند توصیه جدی به همراه موارد عملی برای جلوگیری از بیماری آنفلوانزای( A(H1N1 آمده است:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;۱- دستهای خود را مرتباً بشویید: &lt;/strong&gt;ذرات و قطرات کوچک ناشی از سرفه و عطسه بیماری را منتقل می کنند. این ذرات به دستهای ما منتقل می شوند و بعد هر چیزی را که ما لمس کنیم آلوده کننده می شود.&lt;br /&gt;بعد از استفاده کردن از حوله یا پوشاندن دهان بعد از سرفه یا عطسه دستها را بشویید&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;۲- وقتی عطسه یا سرفه می کنید دهان خود را بپوشانید :&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در ضمن اجسام صاف مثل سکه و سطوح ظرفها بیشتر از اجسام زبر و منفذدار مثل کاغذ ، ویروس را منتقل می کنند.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;۳- در خانه بمانید: &lt;/strong&gt;اگر بیمار هستید در خانه بمانید و همیشه دستهای خود را بشویید تا دیگران را آلوده نکنید.&lt;br /&gt;۴- صورت خود را لمس نکنید: دستهای خود را از غشاهای مخاطی ( چشم- دهان – بینی ) دور نگه دارید چون ویروس از این راه ها وارد بدن می شود.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;۵- از افراد بیمار دوری کنید.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(102, 51, 0);&quot;&gt;راهنمای نحوه ملاقات با افراد بیمار محتمل یا قطعی:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;-    &lt;strong&gt;رعایت فاصله&lt;/strong&gt; 1/8 متری با بیمار : در صورتی که از ماسک استفاده نشده است.&lt;br /&gt;-    استفاده از &lt;strong&gt;ماسک&lt;/strong&gt; مناسب و &lt;strong&gt;دفع &lt;/strong&gt;مناسب و بهداشتی ماسک ها در کیسه پلاستیکی&lt;br /&gt;-    &lt;strong&gt;شستشوی&lt;/strong&gt; مکرر دستها با آب و صابون&lt;br /&gt;-    &lt;strong&gt;خودداری&lt;/strong&gt; از دست دادن و بوسیدن و درآغوش کشیدن&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;توصیه های سازمان جهانی بهداشت درصورت ابتلا به بیماری:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt; درخانه بمانید &lt;/span&gt;&lt;strong&gt;،&lt;/strong&gt; استراحت بسیار، مصرف مایعات فراوان، پوشاندن دهان و بینی خصوصأ هنگام سرفه و عطسه، شستشوی مرتب دستها با آب و صابون، آگاه کردن افراد خانواده و فامیل از بیماری خود، &lt;strong style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;مراجعه به پزشک&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;در صورت شدت گرفتن علائم&lt;/strong&gt; ؛ نظیر تنگی نفس، ضعف و خستگی شدید، سردرد و سرگیجه شدید، استفراغ و تهوع غیر قابل کنترل.&lt;br /&gt;&lt;strong style=&quot;color: rgb(102, 0, 0);&quot;&gt;واکسیناسیون:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;با توجه به اینکه تنها چند کشور محدود توانایی ساخت واکسن این نوع از آنفولانزا را دارند و با توجه به کمبودهای قابل پیش بینی واکسن در سطح جهان تنها توصیه شده است بر اساس &lt;strong&gt;اولویت بندی&lt;/strong&gt; های تعیین شده از سوی سازمان بهداشت جهانی افراد در معرض خطر شامل &lt;span style=&quot;color: rgb(153, 51, 0);&quot;&gt;کارکنان حرفه پزشکی ، زنان باردار ، بیماران مزمن و&lt;/span&gt; ... واکسینه شوند.&lt;br /&gt;&lt;strong style=&quot;color: rgb(102, 0, 0);&quot;&gt;تشخیص آزمایشگاهی :&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;با توجه به اینکه علائم این بیماری با آنفولانزای فصلی شبیه است و از طرفی هزینه آزمایشات مربوطه نیز بسیار زیاد است ، بنابراین تمام موارد آنفولانزا نیازی به بررسی آزمایشگاهی ندارند و از تستهای آزمایشگاهی صرفاً در موارد مشکوک به آنفولانزای نوع A(H1N1)استفاده می شود که شامل یکی از روشهای real time RT-PCR یا کشت ویروس می باشد.&lt;br /&gt;&lt;strong style=&quot;color: rgb(102, 0, 0);&quot;&gt;درمان : &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در صورت نیاز بیمار &lt;strong&gt;بستری&lt;/strong&gt; می شود یا بصورت &lt;strong&gt;سرپایی&lt;/strong&gt; تحت درمان قرار می گیرد . در درمان این بیماری علاوه بر داروهای مسکن و تب بر ، درمان با اکسیژن ، مصرف مایعات ، پایش سیر بیماری و درمان بر اساس وضعیت بیمار، جداسازی(ایزولاسیون) و استفاده از ماسک و ... از داروهای ضد ویروس از جمله &lt;strong&gt;oseltamivir&lt;/strong&gt;  و  &lt;strong&gt;zanamivir &lt;/strong&gt;نیز استفاده می شود.&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img height=&quot;142&quot; width=&quot;236&quot; src=&quot;http://aksupload.ir/pic/September/tamiflu.jpg&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;192&quot; width=&quot;232&quot; src=&quot;http://aksupload.ir/pic/September/Picture2.png&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 17 Sep 2009 06:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=andishehnab&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>andishehnab</dc:creator>
<guid>http://andishehnab.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اعترافات میم الف</title>
<link>http://andishehnab.blogfa.com/post-83.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://aksupload.ir/pic/September/a-b3(1).jpg&quot; style=&quot;width: 460px; height: 447px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;برگرفته از  &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.itanz.net/links/go.php?id=5388&quot;&gt;آی طنز&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 16 Sep 2009 12:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=andishehnab&amp;postid=83</comments>
<dc:creator>andishehnab</dc:creator>
<guid>http://andishehnab.blogfa.com/post-83.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه های سرگشاده: رفته رفته ، باقیمانده مردم را از دست می دهیم.</title>
<link>http://andishehnab.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;در طی سالها و روزهای اخیر نوشتن نامه های سرگشاده به یک رویه تبدیل شده است و نامه های معروفی به مسئولیت مملکتی نوشته شد ، از نامه &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 102, 0);&quot;&gt;دکتر محمد ملکی&lt;/span&gt; گرفته تا همین نامه چند روز پیش آقای &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 102, 0);&quot;&gt;دکتر سروش&lt;/span&gt; . اما آنچه که نامه &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;محمد نوری زاده &lt;/span&gt;را از سایر نامه ها متمایز می کند و دلیل انتخاب آن نیز هست این است که نویسنده تا همان حد که شناخته شده است کسی او را معاند و مخالف و ضد انقلاب نخوانده است . &lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;left&quot; vspace=&quot;0&quot; style=&quot;width: 200px; height: 199px;&quot; src=&quot;http://aksupload.ir/pic/September/norizad-mohammad.jpg&quot; /&gt;در این نامه هم نویسنده خود را فرزند رهبری می داند و او را پدر گرامی خطاب می کند و به زعم خودش ، دوست بودنش اگر نه بر همگان ، بر رهبری ثابت شده است. نکته دیگر اینکه نویسنده این نامه نه شکنجه شده است و نه در زندان و تحت بازجویی است لذا نوشته هایش را نمی توان اعتراف نامید یا در آن تردید کرد. نامه مبسوطی است ، قضاوتی درمورد آن نمی کنم اما مطالعه کامل آنرا توصیه می نمایم:&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;به نام خالق زیبایی‏ها&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 153);&quot;&gt;محضر رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت‏الله خامنه‏ ای&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من همیشه، چه در نوشته هایم و چه در گفتگوی حضوری، شما را با واژگانی چون: آقا جان، مولای من، خامنه ای ما، مخاطب قرار داده ام. اما در این رقعه، مصرم که حضرتعالی را &quot;پدر&quot; خطاب کنم. علتش را نمی دانم. شاید بخاطر این که با این واژه، الفت عاطفی فراوانتری برقرار می کنم. اگرچه واژگان پیشین، بلحاظ معرفتی کاربرد ویژه ای طلب می کنند. من در نوشته هایم به یاد ندارم مقام معظم رهبری، یا مقام عظمای ولایت، آورده باشم. در این دو واژه اخیر، رسمیت و تشخصی می بینم که شما را بسیار دورتر از مردم می نشاند. و حال آنکه ما دوست داریم شما را در کنار خود ببینیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پدرگرامی،&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;من شاید بیش از هر نویسنده و فیلمسازی، در سالهای رهبری شما، در جانبداری از شما مطلب نوشته ام و فیلم های مستند ساخته ام. و آنچنان غلیظ و ناگشودنی با شما و جایگاه شما گره خورده بودم که احساس می کردم: یاوری امام زمان، نسبت موکد و انفکاک ناپذیری با یاوری شخص شما دارد. احساس می کردم شما تمثیل و نماینده ای از همه غربت های تشیع محضید. احساس و باورم به این بود که شما، تنها فرصت تشیع برای به تجلی درآوردن معارف خفیه شیعه هستید. معارفی که می بایست یک به یک به صحنه آورده می شدند و امکان جولان می یافتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;لطفاً بقیه نامه را در &lt;strong&gt;ادامه مطلب&lt;/strong&gt; مطالعه فرمایید:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Sep 2009 11:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=andishehnab&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>andishehnab</dc:creator>
<guid>http://andishehnab.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
